« آرى ، ما مردمى از مضر هستيم » پرسيد : « از كدام گروه مضر ؟ » گفتيم : « از خندف » . گفت : « هان كه در آيندهاى نزديك پيامبرى كه آخرين پيامبران است در ميان شما مبعوث مىشود . پس به سوى او بشتابيد و بهرهء خود را از او برگيريد تا هدايت شويد » . ما پرسيديم : « نام او چيست ؟ » گفت : « نامش محمّد ( ص ) است » « 25 » .
بىترديد خبر فوق با خبر سيف بن ذى يزن تلاقى و همسويى دارد تنها با اين تفاوت كه اين روايت داراى عبارات مسجّع نيست و به الهام جنّيان منسوب داشته نشده بلكه به يكى از راهبان نسبت داده شده و منبع و منشأ اين اظهارات كتبى دانسته شده كه در اختيار آنان قرار داشته نه آنكه اين منبع و منشأ الهام جنّيان دانسته شود .
184 - بنابراين ، اگر در عبارات كاهنان نيز اظهاراتى ببينيم كه به نام پيامبر ( ص ) اشاره دارد ، اين اظهارات از الهامهاى جنّيان يا از علوم كاهنان نيست و منبع آن پيشگوييهاى آنان نمىباشد ، بلكه كاهنان در صورت بر زبان آوردن چنين سخنانى ، آنها را از آنچه بر زبان راهبان جارى شده و كتب آنان گوياى آن بود و علومى كه آنان داشتند اخذ كرده باشند .
به عنوان مثال گفتههاى سطيح كاهن را مىنگريم كه مىگويد : « چون تلاوت فراوان شود ، آب درياچهء ساوه فروكش كند و صاحب چوبدست بيايد . . . » .
ابن كثير در توضيح اين سخن مىگويد مراد وى از « صاحب چوبدست » پيامبر ( ص ) است . امّا ما بر اين عقيدهايم كه اين سخن از صحّت چندانى برخوردار نبوده و علاوه بر اين چنين پيشگوييى به فرض صحّت از كهانت سطيح مايه نمىگيرد ، بلكه منبع آن جايى ديگر است ، چه اوّلا پيامبر اكرم صاحب چوبدست نبود ، بلكه او اگر از قدرت براى پيش بردن دعوت خود بهره جسته باشد
هامش
( 25 ) - همان . ص 331 .