با شمشير در مقابل تجاوزات باطل به حق ايستاد نه با چوبدستى . ثانيا : بر فرض اينكه مراد سطيح پيامبر اكرم بوده و وى چنين سخنانى گفته باشد ، اين پيشگويى خود وى به عنوان يك كاهن نيست بلكه تكرار همان چيزهايى است كه ديگران مىگفتند ؛ چه ، در آن زمان اين حقيقت در ميان اعراب پخش شده بود كه پيامبر موعود به زودى خواهد آمد . در آن دوران اهل كتاب اين مطلب را در ميان محافل خود پيوسته تكرار مىكردند و در هنگام ضرورت آن را در مقابل عامّهء مردم نيز اظهار مىداشتند ، هرچند در اين ميان مسيحيان به صورت آشكارتر و روشنتر به اعلان اين حقيقت مىپرداختند و يهوديان تنها هنگامى كه در جنگهاى خود با بتپرستان به سختى مىافتادند از آمدن پيامبرى كه در كتب دينى آنان مژده داده شده بود سخن به ميان مىآوردند تا بدينوسيله براى خود مايهء پايدارى و اميدوارى و براى دشمنان خويش زمينهء خوارى و نوميدى فراهم آورند و به اميد آيندهاى كه از آن ايشان است از دشمنان خود انتقام جويند . البتّه آنگاه كه پيامبر موعود مبعوث شد همين دشمنان بر آنان پيشى جستند و آنان خود عقب ماندند و بدينترتيب ، آن فرجام خوش به ديگران تعلّق گرفت و وضعيّت به ضرر آنان در آمد و آنان براى هميشه در همين خوارى خواهند ماند . ان شاء اللّه .
آيا محمّد از راهبان ، كاهنان و احبار درس آموخت ؟
185 - محمّد ( ص ) در مكّه يعنى شهرى غرق در بيسوادى مىزيست كه نه در آنجا كتابى خوانده و نه علمى و دانشى جستجو مىشد . او همانند ديگر ساكنان اين شهر ، در كلاس هيچ درسى و در حضور هيچ معلمى ننشست و اگر چه برخى از مردم شهر از توانايى خواندن و نوشتن برخوردار بودند ، امّا او از اين توانايى بهرهاى نداشت ، بلكه آنچه او را بر مردم شهر امتياز و برترى مىداد ، تواناييهاى بدنى ، قدرت ادراك و تعقّل ، دورى از بتپرستى و محكوم كردن آن ، خوش نداشتن بتها و سوگند خوردن به آنها بود ، بىآنكه مردم خود را منفور بدارد و يا با آنان اعلام