رسيده است .
172 - ابن ظفر در كتاب خير البشر عباراتى را از كتب عهد قديم ، از زبور داوود و كتاب اشعياء ، شمعون و حزقيل مىآورد . از آن جمله عبارتى است كه در مزامير داوود چنين آمده است :
« پروردگارا بنيانگذار سنت را يحيى قرار ده » .
همچنين در آن مىخوانيم :
« هنگامى كه بدين منظور سخن رحمت بر لبانت جارى شود ، براى هميشه بر تو بركت مىفرستم . پس شمشير به ميان بند كه جمال و حمد تو چيره است . بر مركب سخن حق نشين كه آيين تو با هيبت دست راست تو مقرون است و ملّتها در زير سلطهء تو به تواضع در مىآيند » .
هيچ ترديدى در دلالت اين نصوص بر مژده دادن به آمدن محمّد ( ص ) وجود ندارد . البتّه اشاراتى كه در عبارت فوق نهفته است بروشنى نصوصى كه از تورات و انجيل نقل كرديم نمىباشد و بلكه ممكن است به دلالت اقتضاى بر چنين بشارتى دلالت كند و نه به اشارهاى بدون قرينه ، زيرا ، مقدارى دقّت و تأمّل مىطلبد تا به اين نكته برسيم كه آنكه سنّت يعنى همان يگانهپرستى و طريق استوار عبوديّت را زنده ساخت ، محمّد ( ص ) است كه پس از انحراف يافتن مسيحيّت به تثليث به اين مهم برخاست .
در نصّ فوق نوعى دلالت تضمّن نيز وجود دارد ، چه در آن متن پيامبر موعود چنين توصيف شده كه خداوند او را بركت مىبخشد و آيين او با هيبت دستان آن پيامبر همراه است . اين در حالى است كه آيين محمّد ( ص ) عهدهدار دفع باطل با آنچه در دست راست حمل مىشود يعنى با شمشير شد ، حال آنكه شريعت عيسى چنين نبود و بلكه مسامحه و نرمخويى در آن غلبه داشت و او نه شمشير برگرفت و نه حواريّين را به شمشير برگرفتن توصيه كرد . تنها پيامبرى كه پس از دوران داوود نبى شمشير برگرفت و باطل را سركوب كرد و در دوران او حواريّين از اصحابش
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: حسين صابري
ص٤٩٦