فوق كه در آن كلمه پدر آمده ، از انجيل پس از تحريف گرفته شده است ، هرچند كه بسيارى فرزند عيسى براى خداوند را به فرزندى نعمت و محبّت و به گونهاى مجازى تفسير مىكردند ، آنگونه كه يهوديان با چنين مفهومى مجازى اظهار مىداشتند كه « ما فرزندان خدا و دوستداران اوييم » « 9 » .
در همين انجيلهايى كه حتّى پس از تحريف آيين مسيحيت وجود دارد ، چنين آمده است :
« اين سخن كه شنيديد ، از من نيست ، بلكه از پدر است كه مرا به اين پيام فرو فرستاده و اينك من با شمايم . امّا پارقليط روح القدس كه پدرم او را به نام من مىفرستد ، او همه چيز را به شما تعليم مىدهد و همه آنچه را به شما مىگويم يادآورتان مىگردد » .
شايد تنها نكتهء تعجب انگيز در متن فوق اين باشد كه رسالت پيامبر ( ص ) را به نام مسيح مىداند كه چنين چيزى بىترديد تحريف يافته است . به هر حال ، حتّى به فرض صحت چنين چيزى مراد از اينكه رسالت محمّد ( ص ) به نام مسيح مىباشد اين نيست كه دعوت رسول خدا ( ص ) تصوير كاملى از دعوت مسيح باشد ، بلكه مراد آن است كه رسالت او در دعوت مسيح به يگانهپرستى با آن موافق است و دعوت محمّد در اصول همان چيزهايى است كه عيسى ( ع ) بدان فرا مىخواند و چيزهايى كه با دعوت او توافق دارد ، آنگونه كه خداوند مىفرمايد : « براى شما از دين آن چيزى تشريع كرده كه نوح را بدان سفارش كرده ، آن چيزى كه بر تو دربارهء آن وحى فرستاديم و آنچه ابراهيم ، موسى و عيسى را بدان توصيه نموديم كه دين را بپاى داريد و در آن تفرقه نورزيد . آنچه مشركان را بدان فرا مىخوانيد بر آنان بسيار سنگين است » « 10 » .
همچنين روايت شده است كه عيسى دربارهء پارقليط فرمود :
هامش
( 9 ) - مائده / 18 .
( 10 ) - شورى / 13 .