شام مىرفتند - از آنجا كه در طىّ اين سفرها راهبانى را مىديدند كه در صومعهها به پيشگويى اشتغال دارند و گاه و بيگاه با آنان ديدار مىكردند - اين اخبار و سخنان را از آنان مىگرفتند و به ميان مردم مىآوردند .
يهوديان مدينه نيز از اين امر ياد مىكردند و بدينوسيله بتپرستانى را كه در مجاورت آنان مىزيستند مورد تهديد قرار مىدادند و به اين گمان كه پيامبر موعود آنان را بر ديگران پيروز خواهد ساخت و دين آنان را مورد تأييد قرار خواهد داد ، با الهام از اشارات كتب خود از اين رخداد قريب الوقوع سخن مىگفتند و خود را بدينوسيله پيروز مىخواندند ، با الهام از اشاراتى كه در نزد آنان تفاسيرى روشن داشت و اين تفاسير در ميان اندوختههاى علمى آنان قرار مىگرفت كه آن را از اسلاف و گذشتگان خود به ارث مىبردند . اين تفاسير در لابلاى آثار بر جاى مانده از اسلاف يهوديان قرار داشتند . با آنكه يهوديان خود مىدانستند كه آنچه را خداوند بر آنان نازل ساخته مورد كتمان قرار مىدهند تا از اين طريق علم در انحصار آنها باشد و بتوانند به مردم دروغ بگويند و مدّعى آن شوند كه تنها خود دوستان و فرزندان خدايند ، امّا از ميان گفتههاى آنان جسته و گريخته سخنانى به چشم مىخورد حاكى از آنكه به زودى پيامبرى از ميان فرزندان عمويشان اسماعيل مبعوث خواهد شد .
اگر اين خودپسندى بود كه يهوديان را وادار ساخت آنچه را خداوند بر ايشان نازل كرده از ديگران كتمان نمايند ، همين نيز آنان را واداشت تا از اخبار پيامبر موعود كه در نزد آنان در تورات نام او نوشته شده است سخن گويند . زيرا ، آنان با اوس و خزرج كه در مجاورت ايشان مىزيستند ، در جنگ بودند و به همين سبب ، براى آنان از اين مسأله كه پيامبرى مبعوث خواهد شد سخن مىگفتند . نه براى آن كه حقيقت را اعلان كنند ، بلكه براى آنكه به وسيلهء چنين ابزارى كه در اصطلاح امروز جنگ روانى ناميده مىشود و پديدهاى لازم در كنار جنگ فيزيكى است بر دشمنان خود چيره شوند ، براى آنكه پيروزى و غلبه به دست آورند و براى آنكه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 499
مساهمون: حسين صابري
ص٤٩٩