به هر حال اين نكته مسلّم است كه رسول خدا ( ص ) مراقب بود هميشه خوشبو باشد تا وضعى پيش نيايد كه همنشين خود را از خود براند ، بلكه چنان باشد كه او را مجذوب و دوستدار خود سازد .
مهر نبوّت
166 - آن صفات جسمى كه تاكنون بدان پرداختيم همه ، صفات كمال و جمالى است كه هرچند كسى از مردم نمىتواند به همهء آنها در رسد ، امّا برخى از مردم در برخى از آن صفات در مقدارى و رتبهاى پايينتر با او اشتراك مىيابند . لكن در اين ميان رسول خدا ( ص ) داراى صفتى جسمانى است كه تنها اختصاص به خود او داشت . آن صفت جسمانى اختصاصى ، وجود يك برجستگى گوشتى در ميان دو شانهء آن حضرت بود كه هرچند قدرى برآمدگى داشت ، امّا كوچك بود به گونهاى كه از روى لباس به صورت يك برجستگى مشهود خود را نشان نمىداد ، چه اين كه در توصيف آن گفته شده « چون تخم كبوتر » و نيز گفته شده « چون يك سيب » - و لابد يك سيب كوچك - بود آنگونه كه سلمان فارسى مىگويد : « به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدم و . . . مهر نبوّت را ميان دو شانهء او بسان تخم كبوترى مشاهده كردم » .
به هر حال ، روايات در اين مورد به آن حد از فراوانى است كه اين خبر را مىتوان « مشهور » و « مستفيض » « 88 » دانست و گويا آن برآمدگى صفتى جسمانى
هامش
( 88 ) - روايت مستفيض آن روايت يا خبرى است كه راويان آن در هر طبقه بيش از دو و به قولى ديگر بيش از سه نفر باشند ، امّا آن خبر به حد تواتر نرسيده باشد . چنين خبرى را مشهور نيز مىگويند ، البتّه با اين تفاوت كه در مستفيض رسيدن تعداد راويان به سه يا دو نفر در هر يك از طبقات لازم دانسته مىشود در صورتى كه ممكن است در حديث مشهور تنها در برخى از طبقات چنين شرطى وجود داشته باشد . همچنين گاه روايت مشهور به روايتى نيز اطلاق مىگردد كه بر زبانها تكرار شده و اشتهار يافته است ، هرچند روات آن در برخى از طبقات از يك نفر تجاوز نكند . نقل با تصرف از مدير شانهچى ، محسن دراية الحديث ، ص 50 - 49 . م .