همان بويى كه از دست رسول خدا ( ص ) بر سرش مانده بود از ديگران شناخته مىشد . يك بار نيز رسول خدا ( ص ) در خانهء انس خوابيد و در خواب بر بدن او عرق نشست و در اين هنگام مادر انس ظرفى آورد و عرقى را كه از بدن آن حضرت مىريخت ! در آن جمع مىكرد و چون پيامبر دربارهء اين كار از او پرسيد گفت : « ما اين را به عطرهايى كه داريم خواهيم آميخت كه خوشبوترين عطر است » .
بخارى نيز در كتاب بزرگ التاريخ خود از جابر نقل كرده است كه گفت :
هيچگاه چنين نمىشد كه پيامبر ( ص ) از راهى برود و كسى ديگر نيز در پى او روانه شود مگر آنكه از بوى عطرى كه از آن شخص احساس مىشد روشن مىگشت كه وى از راهى رفته كه رسول خدا ( ص ) از آن رفته بود .
اسحاق بن راهويه نيز مىگويد : بوى خوش رسول خدا ( ص ) از استعمال عطر نبود .
همچنين مزنى از جابر روايت كرده است كه گفت : يك بار رسول خدا ( ص ) مرا پشت سر خويش بر مركب نشاند و من مهر نبوّت را كه بر شانهء او بود در دهان گرفتم و از آن پس بوى خوشى به مشامم مىرسيد » « 87 » .
اينك شايسته است در آنچه اسحاق بن راهويه روايت كرده و يا خود آن را اظهار داشته است اندكى تأمل كنيم ، چه او مىگويد بوى خوش رسول خدا ( ص ) ناشى از استعمال عطر نبود ، امّا ما مىگوييم بىهيچ ترديدى چنين چيزى ممكن و محتمل است و از نظر شرع و عقل امرى محال نيست ، چرا كه خداوند ويژگيهايى را به رسول خود داده بود كه در ديگر مردم وجود نداشت و خداوند خود مىداند رسالت خود را كجا قرار دهد ؛ ليكن در روايات صحيح چنين آمده و اين مطلب ثابت شده است كه آن حضرت عطر استعمال مىفرمود و چنين چيزى نه تنها براى او يك عيب نيست بلكه پسنديده و مطلوب است ، آنسان كه وى خود بوى خوش و عطر را در رديف چيزهايى ذكر مىفرمايد كه براى او دوست داشتنى است .
هامش
( 87 ) - الشفاء ، ج 1 ، ص 40 .