مىماند و از آن طريق در مىيافتند كه رسول خدا ( ص ) دست بر سر آن بچّه كشيده است .
استعمال بوى خوش از سوى آن حضرت با توجّه به اين حقيقت است كه بوى خوش مايهء آرامش دل است ، همنشين از آن استقبال مىكند و بدان روى مىآورد و دلها به سوى آن كشيده مىشود ، آنگونه كه در مقابل از بوى بد مىگريزد و دور مىشود .
رسول مطهّر آنگونه كه به پاكى و آراستگى دل توجّه داشت به پاكى و آراستگى ظاهر خويش نيز توجّه مىكرد و آنسان كه به طهارت درون اهميّت مىداد به نظافت برون نيز اهميّت مىبخشيد .
شايسته است در اين باره رشتهء سخن را به قاضى عيّاض بسپاريم كه در كتاب الشفاء مىگويد :
« امّا در مورد نظافت و تميزى جسم و بوى خوش و استعمال عطر او و نيز پاكى و پيراستگى او از هر زشتى و آلودگى بايد گفت خداوند ويژگيهايى را به او اختصاص داده كه در غير او يافت نمىشد و همو اين ويژگيها را به زيبايى و نظافت ظاهر و خصال فطرى ستوده تكميل كرده بود .
رسول خدا ( ص ) خود فرمود : « دين بر پاكيزگى بنا شده است » .
همچنين از انس خادم رسول خدا ( ص ) روايت شده است كه گفت : « هيچ مشك و عنبرى و هيچ عطرى خوشبوتر از آنچه رسول خدا ( ص ) استفاده مىكرد استشمام نكردهام » .
از جابر بن سمره نيز روايت شده كه پيامبر ( ص ) دستى بر گونهء او كشيده و او در اين بارهء گفته است : « او دستى بر گونهء من كشيد و در دست او آرام بخشى و بوى خوشى يافتم كه گويا او دستهاى خود را از عطردان در آورده است .
ديگران نيز گفتهاند او دست خويش را - خواه عطر زده و خواه عطر نزده - در دست ديگرى مىگذاشت و در اثر آن يك شبانه روز بوى خوش از آن دست استشمام مىشد . گاه نيز دست خود را بر سر كودكى مىكشيد و آن كودك به نشانهء
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: حسين صابري
ص٤٧٩