تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
پاسخ ما به چنين اشكالى آن است كه ما براى بيان مطلب مورد بحث خود از رواياتى كه دربارهء رسول اكرم ( ص ) پس از بعثت رسيده است كمك جسته‌ايم چرا كه اين روايات صفات آن حضرت قبل از بعثت را نيز روشن مىسازد . به عبارت ديگر هرچند اين روايات گفته‌هاى آن كسانى است كه پس از بعثت و در طول دوران رسالت آن حضرت را ديده و آن صفات را مشاهده كرده‌اند ، امّا اين صفات صفاتى ذاتى و درونى است كه با بعثت و آغاز رسالت نيامده است ؛ چه نمىتوان گفت اوصاف جسمى او اوصافى است كه پس از بعثت به وجود آمده است ، بلكه اين اوصاف قبل از بعثت وجود داشته و پس از آن نيز ادامه يافته است . در مورد صفات اخلاقيى چون امانتدارى ، صداقت ، عفت ، حلم و بردبارى ، عفو و گذشت كه آن حضرت بدان آراسته بود نيز نمىتوان چنين پنداشت كه اينها صفاتى است كه پس از بعثت وجود يافته است ، بلكه اين صفات ، « ملكه‌هايى ذاتى » است و نه « احوالى عرضى » ، ملكه‌هايى كه چون ديگر ملكات نفسانى در نفس انسان جاى مىگيرد و كاملا مستقر مىگردد . علاوه بر اين ، سبب آن‌كه ما به رواياتى ناظر به پس از بعثت استشهاد كرده‌ايم آن است كه رسول خدا ( ص ) قبل از بعثت از دلايل آشكار و روشنى كه بگويد او در آينده پيامبر خواهد شد و نيز از اصحاب و پيروانى برخوردار نبود تا سيرهء او را در پيش گيرند و خلق و خوى او را ثبت و تدوين نمايند و جزئيّات زندگى او اهميّت دهند . بنابراين تنها هنگامى كشف اين اوصاف نهفته در درون رسول خدا و يا اطلاع يافتن از صفات آشكار او امكان‌پذير شد كه وى به ابلاغ دعوت خداوند در ميان مردم برخاست ، با آنان در آميخت و با قبايل ديدار كرد و در حالى كه در همهء اينها مردمانى را كه با او كنار مىآمدند به خود نزديك مىساخت ، راهنماييشان مىكرد و هدايتشان مىنمود و در مقابل مردمانى كه با او سر جنگ و مخالفت داشتند بردبارى نشان مىداد ، دشنامشان نمىگفت و با پسنده‌ترين شيوه به مجادله با آنان مىپرداخت و آغوش مهر و محبّت بر آنان مىگشود و درشتخوى