مؤمن خوددارى مىكردند بلكه از شكنجه و خوارى و ستم خويش آنان را به ستوه مىآوردند . در چنين زمانى رسول خدا ( ص ) با بخششهاى مادّى خود و با توصيهء آنان به صبر و درخواست گشايشى هرچه زودتر براى آنان از خداوند با آنان همراهى و اظهار همدردى مىكرد و از هيچ تلاشى فروگذار نمىنمود . خود به اندكى از رفاه مادّى كه به زندگيش سامان مىبخشيد بسنده مىكرد تا بتواند بار دعوت و رسالت و اداى حق آن را بر دوش كشد .
هنگامى كه به مدينه هجرت كرد ، با فزونى يافتن مشغله و با پرداختن به امور اسلام و مسلمانان از تجارتى كه راه درآمد او بود دست كشيد . البتّه چنين برمىآيد كه وى اين پيشه را قبل از هجرت كنار گذاشته و احتمالا آن را پس از وفات خديجه ( سلام الله عليها ) رها كرده بود و از آن پس زندگى او از بيت المال كه خود يكى از كارگزاران آن و بلكه نخستين كارگزار آن بود و علاوه بر آن به مقتضاى ولايت عامّه اسلامى بر خمس درآمدهاى جامعه نيز ولايت داشت تأمين مىشد . آن ولايت بر خمس از اين آيه قرآن استفاده مىشود كه فرمود : « بدانيد كه آنچه به دست مىآوريد خمس آن از خدا و رسول ، خويشاوندان ، يتيمان ، مسكينان ، در راه ماندگان و براى مصرف در راه خدا و نيز براى كارگزاران آن است ، البتّه اگر كه به خداوند و بر آنچه ما بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل و روز رويارويى آن دو سپاه در نبرد بدر نازل كرديم ايمان داريد . خداوند بر هرچيزى تواناست » « 56 » .
به هر حال ، هنگامى كه ممر تأمين زندگى او بيت المال و يا خمسى گرديد كه با سختترين و بيشترين تلاش و كوشش وى نصيب مسلمانان مىشد ، زهد او در زندگى و بىاعتنايى به رفاه مادّى هرچند اندك بيش از پيش فزونى يافت و اگر ادامهء زندگى ايجاب نمىكرد و اگر چند لقمهاى نمىبايست كه پيكر خود را بدان ايستاده بدارد ، حتّى از همان چند لقمه نان خالى نيز زهد مىورزيد .
هامش
( 56 ) - انفال / 41 .