برترى طلبى بر ديگران با سلطه و سلطنتى كه داشت بىرغبت و نسبت به آن زاهد بود ، زهدى كه همهء مؤمنان با آن آشنا بودند تا وى اسوه و الگويى نيكو براى آنان در اين امر - البتّه تا آنجا كه در توان آنان است - باشد . زهد وى همچنين زهدى سازنده بود كه در پرتو آن ، رسول خدا در همه صحنههاى زندگى به كار و تلاش مىپرداخت ، نه زهد كسى كه در ديرى و صومعهاى اعتكاف كند . او هم خود زهدى سازنده داشت و هم اين روح را در مؤمنان برمىانگيخت و آنان را بدان فرا مىخواند .
شايد يكى از آشكارترين مظاهر زهد وى آن است كه وى اين را نپذيرفت به سان داوود و سليمان و برخى از ديگر پيامبران يك پادشاه باشد ، آنگونه كه بنا بر نقل بخارى ابن عباس چنين روايت مىكند كه خداوند فرشتهاى از فرشتگان خود را به همراه جبرئيل به حضور رسول خدا ( ص ) فرستاد و آن فرشته به پيامبر ( ص ) گفت : « خداوند تو را ميان اين دو مخيّر ساخته است كه پيامبر و بنده باشى يا پيامبر و پادشاه » . امّا آن حضرت در پاسخ فرمود : « بلكه پيامبر و بنده خواهم بود » .
با بعثت رسول خدا و نزول قرآن آيات اين كتاب الهى مردم را به بىرغبتى به حرام و منع همهء امّت اسلامى از آن فرا خواند و در همهء اين آيات خطاب الهى در وهلهء اوّل متوجّه پيامبر بود .
در كتاب البداية و النهاية در اين باره آمده است :
« خداوند مىفرمايد : « بدانچه ما مردان و زنانى از آنان را بدان كاميابى داديم چشم مدوز كه اين شكوفهها و جلوههاى زندگى دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و رزق پروردگارت بهتر و پايندهتر است » « 49 » .
نيز مىفرمايد : « خويش را با آنان كه صبحگاهان و شامگاهان پروردگار خود را مىخوانند و روى و رضاى او را مىجويند شكيباساز و از آنان ديده توجّه و محبّت بر مگير كه زيور زندگانى دنيوى را بخواهى از آن كس كه قلب او را از
هامش
( 49 ) - طه / 131 .