ذكر خود غافل ساختيم و در پى خواستههاى دل خود رفت و كارش به تباهى كشيد فرمان مبر » « 50 » .
همچنين مىفرمايد : « پس از آنكه از ذكر ما روى برتافت و جز زندگى دنيا را نخواست روى برتاب كه همين دنياطلبى حد نهايى آگاهيهايى است كه آنان بدان در رسيدهاند » « 51 » .
در جايى ديگر نيز مىفرمايد : « ما هفت آيه و قرآنى عظيم به تو داديم .
ديدگان خود را بدانچه ما مردان و زنانى از ايشان را بدان كاميابى داديم مدوز ، بر آنان اندوهگين مباش و بال محبّت خويش را براى مؤمنان فرو نه » « 52 » .
افزون بر آنچه ذكر شد آيات قرآن در اين باره فراوان است . . . » « 53 » .
خطاب همهء اين آيات به پيامبر ( ص ) است ، امّا تكاليفى كه مفاد آنها مىباشد متوجّه همه مؤمنان است و تنها به او اختصاص ندارد .
آيات فوق حاكى از دو نكته است :
الف : دعوت به پرهيز از حرام كه اين زهد عامّهء مردم است و به همين سبب نيز از همه خواسته شده است .
ب : اين نكته كه پرهيز از حرام تنها اين نيست كه انسان در مرحلهء عمل از جنبهء مادّى از حرام امتناع كند ، بلكه بايستى دل و روان انسان نيز از رغبت به حرام و گرايش به اسباب آن دور باشد . به همين سبب نيز در آيات مزبور ، نهى متوجّه اسباب و عوامل روانى است نه فقط جنبهء خارجى آن ، چنان كه مىفرمايد : بدانچه ما برخى از زنان و مردان آنان را بدان كاميابى داديم چشم مدوز كه اين شكوفه و جلوهء زندگى دنياست » « 54 » .
هامش
( 50 ) - كهف / 28 .
( 51 ) - نجم / 30 - 29 .
( 52 ) - حجر / 88 - 87 .
( 53 ) - البداية و النهاية ، ج 6 ، ص 48 .
( 54 ) - طه / 131 .