است محروم نگه نمىدارد . اين حال و ويژگى رسول خدا ( ص ) پيش از بعثت و نيز پس از بعثت است .
143 - زهد رسول خدا ( ص ) كه وى در ميان ظلمت جاهليّت به فطرت سالم خود بدان راه يافته ، بالاترين مراتب زهد بود .
اينك مناسب است اندكى از كلام برخى صوفيان دربارهء زهد صوفى و عارف را بياوريم تا به مقام زهد و پارسايى رسول خدا ( ص ) قبل از نزول كتاب هدايتگر و راهنما بر وى آگاهى يابيم . ابن عطاء اسكندرى « 48 » در كتاب الحكم العطائية در اين باره چنين مىگويد :
« زاهد را در دنيا دو نشان است : نشانى در حالت فقدان اسباب شهوات و نشانى در حالت وجود آن . نشان زاهد در حالت وجود اين اسباب روى گردانى از آنهاست و نشان حالت فقدان آنها را حتى وى از اين ناحيه است . پس ايثار شكر نعمت داشتن است و آسوده بودن از فقدان اين اسباب شكر نعمت نداشتن » .
امّا زهد محمّد ( ص ) قبل از بعثت بالاتر از اين مرتبه بود كه در صورت داشتن به ديگران ايثار كند و در صورت نداشتن از آن غمگين نباشد ، چرا كه زهد او زهد كسى بود كه براى دست يافتن به اسباب لذايذ مادّى كار و تلاش مىكند و چون بدان دست يابد ، آن را به خود اختصاص نمىدهد ، بلكه آن را به ديگران ايثار مىنمايد .
او در انتظار زهد فقدان نبود چه اينكه به انتظار اينكه چه پيش خواهد آمد و آن اسباب فراهم خواهد گشت يا فراهم نخواهد گشت نيز ننشسته بود و بلكه براى « داشتن » آن تلاش مىكرد تا آن را به فقيران « انفاق » كند و ديگران را از آن بهرهمند سازد . بنابراين ، آنسان كه اشاره كردهايم زهد او زهد مثبت و سازنده بود ، نه زهد
هامش
( 48 ) - ابن عطاء الله اسكندرى از مشهورترين صوفيان زمان خود كه در سال 709 ه - . ق در مدرسهء منصوريّه در قاهره در گذشت . كتاب « تاج العروس و قمع النفوس » در تصوّف و كتاب « الحكم العطائيه » نيز از اوست كه ابن زهره اظهارات فوق را از كتاب اخير ذكر كرده است . به نقل از المنجد فى الاعلام . م .