تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
بدرود حيات گفت و آن حضرت را به جدّش عبد المطّلب سپرد و او نيز به نيكى به سرپرستى و تربيت او پرداخت . امّا هنوز به سنى كه بتواند با سختيها دست و پنجه نرم كند و آيندهء خويش را تقدير نمايد نرسيده و هنوز دو سال از به سر بردن در تحت سرپرستى آن جدّ مهربان سپرى نشده بود كه او نيز وفات يافت ، هرچند وى در اين دوران عليرغم احساس فقر رسول خدا ( ص ) آن حضرت را در سايهء محبّت خود پروراند ، نيازهاى او را بر طرف كرد و هرچه از خير و نيكى در توان داشت در پاى او ريخت و او را از محبّت خويش سرشار ساخت ، آن محبّتى كه عاطفه او را تغذيه مىكرد و به او اين امكان را مىداد تا انسانى پر مهر باشد نه كينه دل و گريزان از جامعه . وى پس از وفات جدّ خود با ضعفى كه از كمى سن وى ناشى مىشد و با فقرى كه او را ناتوان مىساخت كم‌كم با زندگى مواجه مىگشت . اين نيز بدان سبب بود كه عمويش ابو طالب كه اينك كفالت او بر عهدهء وى قرار گرفته بود ، مردى عائله‌مند بود و به همين سبب ناگزير مىشد در تأمين نيازهاى مادّى آن حضرت سختگير باشد . از ديگر سوى اين نونهال كه عقل و دركش بر سنش پيشى داشت و از چنان ادراك و احساس قويى برخوردار بود كه آنچه را در پيرامونش مىگذشت به خوبى مىفهميد به حال و وضع عمو و سرپرست و حبيب خود - كه وى را در محبّت خود غرق ساخته و جان و روان او را بدين وسيله تغذيه كرده بود - پى برد و بر همين اساس از نظر او كارى مىبايست كه اگر چه وى را از عموى خود بىنياز نسازد امّا تا اندازه‌اى به او كمك كند . وى در راستاى اين منظور در آغاز به چوپانى گوسفندان كه در دوران زندگى در ميان بنى سعد آن را ديده و با آن آشنا بود روى آورد و براى برخى از مردم مكّه در مقابل اجرتى معيّن كه سهمى از شير آن گوسفندان بود گوسفند چرانيد و از مزدى كه دريافت مىكرد بهره‌مند شد و به ابو طالب نيز كمك كرد . وى پس از مدّتى ، بر روى سرمايهء اندكى كه خود داشت و يا بر روى سرمايهء