ديگر مجالسى كه قريشيان اوقات فراغت خود را با آن پر مىكردند شركت جويد مگر آنكه اجتماع آنان در كار خيرى باشد كه خوى بزرگوارانه او وى را به همراهى با آنان در آن كار فرامىخواند ، آنسان كه آن حضرت در ماجراى تجديد بناى كعبه با آنان همراهى فرمود و يا هرگاه مسألهاى جدّى در ميان بود در جمعى كه بدان منظور گردآمده بودند شركت مىجست ، آنچنان كه در « حلف الفضول » حضور يافته بود .
سبب اين روى گردانى او از اجتماع آن مردم نيز اين بود كه وى از محافلى كه در آن يادى از خدا نبود و از انديشيدن در او كه از همتا و شريكى منزّه است بىبهره و دور بود دورى مىگزيد . او كه همه زندگىاش براى خدا بود همچنين مىخواست انديشهء خود را تنها به او مشغول و معطوف بدارد چرا كه انديشيدن دربارهء آن ذات مقدّس و در انديشه خشنود ساختن او بودن از عبادت اعضا و جوارح به مراتب برتر است .
او خلوت انسى را كه با خدا داشت رها نمىكرد و بيرون نمىرفت مگر براى انجام كارى نيك ، يا اطعام فردى مسكين ، يا دادرسى فردى گرفتار و يا گرامى داشتن ميهمانى كه مقدمش براى او گرامى بود . طبيعى است كه اينها نيز همه عبادت بود ، چه او در اين كارها هدفى جز خداوند و به دست آوردن خشنودى و رضاى او نداشت و چه عبادتى از اين والاتر و از اين با ارزشتر است ؟
همه چيز در عالم هستى او را به ياد خدا مىانداخت و هرچه در پديدهها مىنگريست دلالت آنها بر خداوند را مىديد و هرچه در نعمتهاى اين هستى مىنگريست ، پديدآورندهء هستى بخش را به ياد مىآورد .
او پس از بعثت نيز مردم را به تفكّر در خداوند فرا مىخواند و مىفرمود : « در نعمتهاى الهى بينديشيد » . وى همچنين اين فرمودهء خداوند را بر مردم نقل كرد كه مىفرمايد : « من گنجى نهان بودم و دوست داشتم شناخته شوم . پس خلق را بيافريدم و آنان به من مرا شناختند » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 404
مساهمون: حسين صابري
ص٤٠٤