جز خشنودى او نبود . امّا در اين ميان ، او از آنچه وى را خشنود مىسازد و آيينى براى پرستش او به شمار مىرود آگاهى نداشت مگر در مورد چيزهايى چون حج و مناسك آنكه اعراب آن را از دوران ابراهيم به ارث برده بودند . رسول خدا ( ص ) علاوه بر اداى اين مناسك و خداپرستى به وسيلهء انديشيدن در مخلوقات او ، انديشه و دل و زبان خويش را نيز از هر آلودگى پاك داشته تا آنجا كه به فطرت پاك و قلب سليم خود مردى ربّانى شده و همه كارهايى كه انجام مىداد تنها براى خشنود كردن خداوند بود . او با خوى خوش با مردم برخورد مىكرد ، دروغ نمىگفت ، صدقه مىداد و به مردم خير و نيكى مىرساند ، چرا كه آنان را عائلهء خداوند مىدانست .
آرى ، همه چيز در شخصيّت رسول خدا ( ص ) خدايى بود و قلب او به خداوند تعلّق داشت و در پيشگاه او تسليم و فروتن بود . او در عالم هستى جز خدا نمىديد و خود را نيز جز بندهاى خاضع و سر بر آستان او فرود آورده نمىدانست .
وى تنها در اين ميان از شكلى كه خداوند براى پرستش خود بدان راضى است آگاهى نداشت ولى با اين همه يكپارچه قلب و زبان و كردار و پندار و خلق و خوى او خداپرستى بود .
زهد او در آميزش با مردم او را روى گردان از همه آن بديهايى كه آن مردم در آن غرق شده بودند مىنمود ؛ از بتهايى كه آنان مىپرستيدند ، از بادهاى كه مىنوشيدند ، از قمارى كه بدان مشغول مىشدند ، از جنگها و خصومتهايى كه شعله افروز آن مىگشتند ، از كينههايى كه در شأن او نبود ، از مجادلههايى كه نمىتوانست هدف او قرار گيرد ، از شعرى كه گمراهان از آن پيروى مىكنند و بالاخره از گناه بزرگى كه هيچ گناهى سنگينتر از آن نيست ، گناه تقديس سنگها و مقدّس شمردن آنها به جاى پيروى از اديان و تقديس آنها . اينها همهء مظاهرى از زهد و پارسايى او در آميزش با مردم بود .
او به همين سبب قبل از بعثت نيز از اين روى گردان بود كه در شب نشينيها يا
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: حسين صابري
ص٤٠٣