اين آيهء قرآنى است كه مىفرمايد : « بدينسان ما از جانب خويش روحى بر تو وحى فرستاديم . تو نه مىدانستى كتاب چيست و نه ايمان [ را مىشناختى ] ، امّا ما آن وحى را نورى قرار داديم كه به وسيلهء آن هر كه از بندگان خويش را كه مىخواهيم هدايت مىكنيم و تو براستى به راه راست راهبرى مىكنى » « 42 » .
139 - محمّد ( ص ) از همان آغاز كه به سن تميز رسيد يك پرستشگر بود و پيوسته انديشهء خود را به خدا مشغول مىداشت و در اين مىانديشيد كه چگونه و از چه راهى او را پرستش كند . او پس از چندى ، عبادت خداوند را در تفكّر در آفريدههاى او مىيابد . بايد گفت : اگر خداوند ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانده بود تا از اين راه به ادراك پروردگار خود برسد ، محمّد ( ص ) نيز از همان زمان كه نوجوانى پاك و معصوم بود در نگريستن به آفرينش آسمانها و زمين ، ماه و خورشيد و ستارگان ميان زمين و آسمان عبادتى مىيافت . او به آسمان و برجها و زيبايى آن ، به خورشيد و درخشش آن و به شب و همه جا گسترى آن به اين ديده نمىنگريست كه مناظرى زيبا و جلوههايى خيره كننده است ، بلكه به دلالت آنها بر خالق خود مىنگريست . او به اين پديدهها مثلا به خورشيد بدان مقصود نگاه نمىكرد كه سرّ تابش و درخشش آن چيست ، بلكه او مىخواست راز دلالت آنها بر پديدآورندهء هستى را دريابد . به همين سبب پيوسته پديدههاى چون زمين ، آب ، گياهان ، درختان و ميوهها انديشهء او را به خود مشغول داشت نه براى آنكه بداند چگونه و با چه خصوصيّتى آفريده شده ، بلكه براى آنكه بداند چه كسى آنها را آفريده است . از همينروى بود كه وى هرچه بيشتر براى شناختن پديدآورندهء هستى و دلالت پديدهها بر او ، به انديشيدن در اين پديدهها فرو مىرفت ، ايمان وى به او ، جستن خشنودى و رضاى او و بالاخره آرامش دل وى فزونى مىيافت .
او به شناخت خالق و پى بردن بدانچه او را خشنود مىسازد روى آورد و به سان عابدى كه در دير خود معتكف مىشود تنها به اين امر پرداخت و در پى چيزى
هامش
( 42 ) - شورى / 52 .