ما پيش از اين ماجرايى را آورديم كه چگونه آن حضرت در دوران نوجوانى به سوى اين تمايل كشيده مىشود كه در جوار مجلس عروسيى لهو آميخته حضور يابد ، امّا هنگامى كه بدان سوى رفت خداوند بىآنكه وى دلگير شود خواب را بر او غالب كرد و وى از اين خواب بيدار نشد مگر آن وقت كه تابش نور خورشيد او را بيدار كرد و در شب ديگر نيز همين مسأله تكرار شد .
در دوران خردسالى چنين عفّت و مصونيّتى يار آن حضرت بود تا آن هنگام كه وى بزرگتر و صاحب ارادهاى مسلّط بر خود و خواستههاى خود شد و در اين هنگام ، دور ساختن او از لهو و خوشگذرانى به وسيلهء ارادهاى برخاسته از دركى صادق بود نه به وسيلهء غلبه دادن خواب بر آن حضرت از سوى خداوند .
او بدينترتيب خويشتندارى كرد و هرگز كارى از او سر نزد كه در آن نشانى از رفتن در پى خواستههاى سركش يا شهوتهاى طغيانگر و غالب باشد ، تا آن زمان كه ازدواج فرمود و در اين هنگام حلالى پيراسته از هر شك و شبهه در اختيار وى قرار داشت .
وفادارى و پايبندى به پيمانها
137 - اگر بخواهيم به ويژگيهاى اخلاقى كسى پى ببريم بايد به اين حقيقت توجّه داشته باشيم كه ميزان وفادارى و توجّه فرد به كسانى كه با او رابطهء خويشاوندى و يا دوستى و همنشينى دارند چگونه است چرا كه اين امر از سجاياى اخلاقى او حكايت مىكند و آنكه كريم و بزرگوار است حقّ همنشينى و دوستى و حقوق خويشاوندى را آنسان كه بايد مراعات مىكند ، در راه تعميق اين پيوندها مىكوشد و آنها را از هم نمىگسلد و پيوسته آنها را به ياد دارد و مورد انكار قرار نمىدهد . بنابراين وفادارى خلق و خوى مردان بزرگوار است و وسيلهء ميزان وفادارى آنان آنچه خداوند از گشادهرويى و بزرگوارى و دلهاى آكنده از ايمان به نيكيها و اعتراف به آنها براى صاحبانش بدانان بخشيده است شناخته مىشود .