داشته باشند ، دروغ مىگفتم » .
بنابراين ، در ميان اعراب ساكن مكّه و مدينه و باديه دروغگويى و نفاق رواج نداشت و حتّى پس از بعثت نيز در ميان مسلمانانى كه دعوت رسول خدا ( ص ) را پاسخ گفتند نفاقى مشاهده نشد مگر در مورد يهوديان و مشركان مدينه كه در مجاورت آنان مىزيستند ؛ چه ، همزمان با قدرت يافتن مسلمانان نفاق و دو رويى در ميان گروههاى اخير خودنمايى كرد .
بدينترتيب ، در ميان چنين مردمى راستگو هيچ شگفتآور و نامأنوس نبود كه محمّد ( ص ) انسانى راستگو باشد .
البتّه صدق و راستگويى رسول خدا ( ص ) به سان راستگويى ديگرانى چون ساكنان مكّهء مكرّمه و مناطق مجاور آن نبود ؛ چه ، راستگويى او صدق و راستى كسى بود كه خداوند او را براى آن آماده ساخته است كه فرستادهء او بر جهانيان باشد . خوى و خلق و ويژگيهاى اخلاقى رسول خدا ( ص ) از نشانههاى حاكى از نبوّت او بود . او تنها صداقت در گفتار نداشت ، بلكه هم در سخن گفتن ، هم در درك و احساس خود و هم در دل و انديشه به زيور صداقت آراسته بود . به بيانى روشنتر ، او با راستى و صداقت در درك و احساس خود ديدگاهى صادق و راستين از اشياء و اشخاص داشت و در توصيف آنها نيز صادق بود و از آنچه در ظاهر مىديد نهفتههاى درون را درك مىكرد و به حقايقى كه در بطن پديدهها مكنون است راه مىيافت . او در نگريستن به خود و ارزيابى خويش و كارهايى كه مىبايست انجام دهد نيز صادق بود ، جايگاه كارهاى نيك را مىدانست و هر كار نيكى را در جاى خود انجام مىداد و خاستگاه بديها را نيز مىشناخت و از آن دورى مىگزيد . او در اهداف و مقاصد خود صداقت و در درك حقايق و توجّه به آنها اخلاص و سمت و سوى و نگرشى راستين و عارى از هرگونه كژى داشت و بدين ترتيب ، ادراك و دريافت او از امور ادراكى درست بود و در هر آنچه به دل و ضمير ارتباط دارد راه راستى مىپيمود .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: حسين صابري
ص٣٩٢