افزون بر اين ، از آنجا كه اساس ايمان اخلاص در كردار و گفتار و پندار مىباشد ، چنين تصوّرى امكان ندارد كه با وجود دروغگويى ايمان نيز وجود داشته باشد ، آنگونه كه پس از آغاز نبوّت ، از رسول خدا ( ص ) چنين پرسش شد كه « آيا مؤمن مىتواند ترسو باشد ؟ » ، در پاسخ فرمود : « امكان دارد » . نيز پرسيده شد كه « آيا مؤمن بخيل مىشود ؟ » ، فرمود : « بخيل مىشود » . امّا هنگامى كه اين سؤال مطرح شد كه « آيا مؤمن دروغگو مىشود ؟ » فرمود : « نه ، مؤمن دروغگو نمىشود » . اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) بدان جهت است كه كذب با اخلاص در گرايشها ، گفتهها و كردهها دو نقيضند كه هرگز با همديگر جمع نمىشوند .
امّا در مورد امانتدارى رسول خدا ( ص ) همين بس است كه يادآور شويم اين چيزى است كه قريش همه بر آن هم عقيده بودند و بدان ايمان داشتند تا آنجا كه آن حضرت در ميان آنان به « امين » اشتهار يافت . آرى ، او به امانتدارى شناخته و امين خوانده مىشد . اين امانتدارى جاى شگفت ندارد ، چرا كه امانت و صداقت دو پرتو از يك خورشيد و با يكديگر متلازمند و نه امانتدارى بدون صدق و راستى وجود دارد و نه صداقت و راستگوييى بدون امانتدارى ؛ چه ، صداقت خاستگاه همه فضيلتها و كذب لانهء همه رذيلتهاست .
عفّت محمّد بن عبد اللّه ( ص ) نيز نيروى پاس دارنده از سوى خداوند براى رسول خود بود كه بدان وسيله وى را از در افتادن به لهو و خوشگذرانى نگه داشت . به عبارتى ديگر ، چنين چيزى امكان ندارد كه شهوات نفسانى همراه با انحرافات آن وجود داشته باشد ، مگر آنكه لهو و خوشگذرانى با همه انواع و اشكال خود نيز در كنار آن وجود دارد ، امّا خداوند رسول خود را نه تنها از خواستههاى نفسانى و شهوات انحراف آميز مصون داشته ، بلكه وى را از مقدّمات آن و گرفتار آمدن در زمينههاى پيدايش آن نيز حفظ كرده و بدينترتيب او را از لهو و خوشگذرانى حتّى در شكل عارى از گناه آن بدور داشته بود .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 393
مساهمون: حسين صابري
ص٣٩٣