اين پيش به سبب گفتهء عمر ناخشنود شده بود ، در پى اين سخن آن مرد تبسّم فرمود و آثار شادمانى در چهرهاش پديدار گشت و آنگاه فرمود : « من به همين كار امر شدهام » .
جود و سخاوت خاتم انبياء از اين مايه مىگرفت كه او با توجّه به اسباب و عوامل بر خداوند اعتمادى فراوان داشت ، ديگران را بر خود بر مىگزيد و خود را موظّف مىدانست نياز هر نيازمندى را برآورده سازد . بنابراين جود و بخشش او تنها يك سخاوت صرف نبود ، بلكه سخاوتى بود همراه با بردوش كشيدن بارهاى گران . او حقيقتى را اظهار فرموده و اين فرمودهء خويش را با كردار خود مورد تأييد قرار داده بود كه « هركس پس از مرگ ثروتى برجاى گذارد ، از آن وارثانش باد و هر كس زن و فرزندانى نيازمند ، مسؤوليت آنان با من و سنگينى تأمين آنها بر من » .
بنابراين ، طبق اين فرموده ، ثروت مردم براى خود آنهاست مگر در مورد زكاتى كه در ثروت آنان واجب است ، امّا آنان كه قادر به ادارهء زندگى خود نيستند ، عائلهء پيامبرند و او بتنهايى بار مسؤوليّت آنان را بردوش مىكشد ، چرا كه نيازمندان و فقيران عائله خداوندند و اين رسول اوست كه از جانب خداوند مسؤوليت آنان را عهدهدار مىشود .
انس بن مالك خادم رسول خدا ( ص ) مىگويد : « رسول خدا ( ص ) هيچ چيزى ذخيره نمىكرد » .
از ابو هريره نيز روايت شده است كه مردى به گدايى به حضور پيامبر ( ص ) رسيد و آن حضرت كه مال و ثروتى در اختيار نداشت ، براى تأمين خواستهء او وام گرفت .
جود و سخاوت رسول خدا ( ص ) از اين نيز فراتر است تا آنجا كه وى گاه لباس خود را براى حاجتمندى از تن در مىآورد و به او مىبخشيد . طبرانى از عبد الله بن عمر روايت كرده است كه يك بار رسول خدا ( ص ) پارچه فروشى را ديد و پيراهنى از او به چهار درهم خريد و در حالى كه اين لباس را پوشيده بود بيرون
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 378
مساهمون: حسين صابري
ص٣٧٨