اينك رسول خدا ( ص ) مىبيند كه اين مرد مرتكب دو گناه شده است :
نخست آنكه وى پردهء حيا را دريده و در جمع زنان نشسته كه اين كار خود نوعى پرده درى و علاوه بر آن موجب شكستن حياى زنان و نوعى هتّاكى نسبت به آنان مىباشد .
ديگر آنكه به رسول خدا ( ص ) دروغ گفته است .
امّا با همهء اينها ، پيامبر ( ص ) با شيوهاى زيبا او را بر كارى كه كرده است ملامت مىنمايد و بر ملامت او اصرار مىنمايد . البتّه سخن رسول خدا با آن مرد به گونهاى كه در ابتدا او را به اين گمان وا مىدارد كه پيامبر ( ص ) اين دروغ او را باور كرده ، امّا از ديگر سوى ، اين سخن اشارهاى با لطافت بدين مطلب دارد كه آن مرد حقيقت امر را اظهار نداشته است . پيامبر ( ص ) از آن پس نيز آن پاسخى را كه وى براى توجيه كار خود به آن حضرت داده بود هر از چندگاه به آرامى براى او تكرار مىكند تا بدين شيوه او را به توبه و آمرزش طلبيدن از خداوند وادار سازد . رسول خدا ( ص ) كه از وى چنين مىخواهد از اصل كار خود و سپس از دروغى كه گفته است توبه كند ، به همين دليل سؤال خود را با حالتى شبيه يك شوخى امّا به قصد ملامت و تذكّر تكرار مىنمايد . آن حضرت ، كه به تأثير چنين شيوهاى در دل مخاطب خود آگاهى داشت ، تكرار اين سؤال را رها نكرد مگر هنگامى كه آن شخص به آنچه مرتكب شده و به اين كه در پاسخ رسول خدا ( ص ) دروغ گفته بود اقرار و اعتراف كرد .
بدينترتيب ، براى آن مرد كه به سبب فرار از رويارويى و ملاقات با رسول خدا ( ص ) بر كردهء خود پشيمان شده بود ، اقرار و اعتراف به گناه خويش نخستين در توبه بود كه بر روى او گشوده شد .
جود و سخاوت پيامبر ( ص )
134 - جود ، آن هنگام كه به وسيلهء آن قصد تفاخر نشود ، درى از درهاى