تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
مواجه نشوم راه خود تا مدينه را با سرعت سپرى كردم و از آن پس از رفتن به مسجد و ملاقات با رسول خدا ( ص ) پرهيز نمودم . چون اين ماجرا طولانى شد ، ساعات خلوت بودن مسجد را پيدا كردم و در آن ساعتها به نماز خواندن در مسجد مىرفتم . يك روز در همين هنگام رسول خدا ( ص ) از يكى از خانه‌هاى خود كه بر پيرامون مسجد بود بيرون آمد و دو ركعت نماز كوتاه به جاى آورد و آنگاه در همانجا نشست . من نيز بدان اميد كه پيامبر مرا واگذارد و برود نماز خود را طولانى كردم ، امّا آن حضرت فرمود : « اى ابو عبد الله ، هرچه مىخواهى نمازت را طول بده ، امّا من برنمىخيزم تا تو نمازت را به پايان برى » . من كه چنين ديدم ، با خود گفتم : « به خداوند سوگند از رسول خدا ( ص ) عذرخواهى خواهم كرد و دل او را آرام خواهم ساخت » . او مىگويد : پس نماز خود را به پايان بردم و در اين هنگام پيامبر ( ص ) به من فرمود : « سلام بر تو اى ابو عبد اللّه ، اين رمندگى شترت چه به بار آورده است ! » . من در پاسخ اظهار داشتم : « اى رسول خدا از روزى كه اسلام آورده‌ام ، شترم نگريخته است » . پس آن حضرت دو يا سه بار فرمود « خداوند تو را رحمت كند » و سپس از من دست كشيد و دوباره به آن ماجرا اشاره نكرد « 30 » . ما در اينجا خوانندگان گرامى را به نگريستن به نحوه تأديب اصحاب رسول خدا ( ص ) از سوى آن حضرت كه با پرهيز از هرگونه ناسزاگويى صورت گرفته است و نيز به ملاحظهء حياى مؤمن كه عاليترين نمونهء خود را در رفتار پيامبر ( ص ) نشان مىدهد و بالاخره به دقّت در ادب هدايت محمّدى دعوت مىكنيم . در اين‌جا پيامبر ( ص ) مردى را مشاهده مىفرمايد كه جمعى از زنان را ديده ، از آنان خوشش آمده و به همين سبب بهترين لباس خود را پوشيده و در كنار آنان نشسته است و حتّى هنگامى كه رسول خدا ( ص ) از او در اين‌باره پرسش مىفرمايد ، پاسخ دروغ ارائه مىدهد .
هامش
( 30 ) - ابن جوزى ، عبد الرحمن . الوفافى ، الوفا فى اخبار المصطفى ، ج 3 ، ص 449 .