تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
حالتى نبود ، خود با آن كار برخورد نمىكرد ، بلكه اصحاب خود را برمىانگيخت تا به وى تذكّر دهند . يك‌بار مردى كه لباسى پر زرق و برق ، زرد رنگ و خيره كننده كه به نظر رسول خدا ( ص ) شايستهء مردان با كمال نبود به حضور آن بزرگ رسيد . پيامبر ( ص ) با مشاهدهء اين وضع ، خود به او تذكّر نفرمود ، بلكه پس از بيرون رفتن آن مرد به يكى از اصحاب خود فرمود تا به وى تذكّرى دهد . اين موضعى بود كه اوّلا حياى پيامبر ، ثانيا مداراى وى با آن مرد و مواجه نكردن او با تلخى تذكّر مستقيم و آشكار و ثانيا پرهيز از تحميل ذلّت و خوارى بر آن شخص آن حضرت را بدان وا داشته بود . د : يكى ديگر از مظاهر حيا و دوستى و مهربانى او آن است كه چون با كسى ملاقات مىنمود ، روى خود را از او به جانبى ديگر برنمىگرداند تا آن‌كه او از حضور ايشان برود . انس خادم رسول خدا ( ص ) روايت كرده است كه وقتى آن حضرت به كسى روى مىكرد ، صورت خود را از او برنمىگرداند تا آن‌كه مخاطب او وى را ترك مىگفت . انس همچنين روايت مىكند كه چون رسول خدا ( ص ) با كسى دست مىداد ، دست خود را نمىكشيد تا آن‌كه آن طرف ديگر دست خويش را به عقب مىبرد . هرگاه نيز كسى قصد آن داشت تا با آن حضرت رازى را در ميان نهد ، سر خود را به سوى او خم مىكرد و همچنان مىماند تا وقتى كه آن شخص از ايشان بخواهد كه راست شود . در اينجا ممكن است كسى به طرح اين سؤال بپردازد كه حيا و ديگر خصوصيّات اخلاقى پيامبر ( ص ) - كه به نظر شما در تسهيل پيشبرد دعوت او نقش دارد - تنها آدابى شخصى است و چگونه مىتواند با تبليغ رسالت ارتباط داشته باشد ؟ پاسخ ما به چنين سؤالى آن است كه ويژگيهاى اخلاقى پرچمدار يك دعوت