و زمين و كوهها دستور فرموده است تا در فرمان تو باشند » . امّا پيامبر ( ص ) فرمود :
« عذاب را از امّت خود به تأخير مىافكنم . شايد خداوند بر آنان توبه كند » .
گذشت و بزرگوارى آن حضرت در بخشش آن كسانى از سوى رسول خدا ( ص ) جلوهگر است كه با او دشمنى ورزيد ، او را آزار دادند ، به جنگ با او برخاستند ، هيچ شيوهاى براى آزار و جنگ و كشتن نيافتند مگر آنكه آن را به كار گرفتند و هيچ حيلهاى را فرو نگذاشتند مگر آنكه بدان توسّل جستند و سرانجام كار آن شد كه رسول خدا ( ص ) با پيروزى قاطع و چشمگيرى بر آنان غلبه يافت .
هنگامى كه خداوند مكّه را براى رسولش گشود ، آن حضرت بىآنكه در اين بينديشد كه اگر مشركان پيروز مىشدند با او و مؤمنان چه رفتارى در پيش مىگرفتند ، تنها در اين انديشه بود كه چه رفتارى شايستهء چون اوست و چه برخوردى مىتواند دلهاى آنان را پاك سازد و كينهها را از آن بزدايد ، با مهربانى و محبّتى كه شايسته مىديد ، سران قريش را مخاطب خود قرار داد و فرمود : « گمان مىكنيد با شما چه خواهم كرد ؟ » آنان گفتند : « برادرى بزرگوار و فرزند برادرى بزرگوارى . جز خير به تو گمان نمىبريم » . آن حضرت نيز فرمود : « همان سخنى را با شما مىگويم كه يوسف به برادرانش گفت كه « امروز بر شما مؤاخذهاى نيست . خداوند شما را مىآمرزد كه او مهربانترين مهربانان است » « 26 » . برويد كه همه آزاد شدگانيد » .
پيامبر با اين عفو عمومى همهء كينهها را به پايان خود رساند و آنها را پشت سر افكند تا مردم به استقبال عصرى جديد در سايهء اسلام بروند .
هركس منادى دعوت مردم به حق است بايد دل خود را از دو چيز پاك سازد :
يك : از چركين بودن و دردناك بودن از مردم به سبب آزارهايى كه در گذشته داشتهاند ، ناسزاگوييهايى كه كردهاند و كينههايى كه در دل او بر جاى گذاشتهاند ؛
هامش
( 26 ) - يوسف / 92 .