چرا كه او براى هدايت مردم آمده است نه براى مقابله به مثل با بديها و نه براى آنكه خود را به انتقام از آنان مشغول كند ، هرچند اين انتقام كارى حق و يا بازستاندن حقّى از دست رفته باشد . براى وصول به چنين هدفى راهى جز آن نيست كه گذشتهها را از خاطر محو كند و هيچ راهى براى محو اين خاطرهها نيز وجود ندارد مگر عفو و گذشت ، زيرا عفو و چشم در پوشيدن از آنچه گذشته تنها وسيلهاى است كه اين امكان را به منادى حق مىدهد كه از همه چيز جز انديشيدن به حق رها باشد .
دو : از اين كه خودخواهى در دل او جاى داشته باشد ؛ چه ، او بايد خودخواهى را از خويشتن دور كند و به هيچ كارى براى خود نينديشد . اين مهم مقتضى نوعى ايثار و فانى شدن و غرق شدن دعوتگر در آن رسالتى است كه مردم را بدان فرا مىخواند . علاوه بر اين ، پيراستن دل از خودخواهى ممكن نيست مگر با غلبهء اين روحيّه كه شخص حقوق خود را - البتّه اگر موجب اقامهء باطل يا ابطال حقّى و يا دست كشيدن از حقوق عمومى نباشد - رها كند . به همين سبب است كه منادى حق ، حقوق فردى خود را به فراموشى مىسپارد و بىآنكه سستيى در كار باشد نسبت به آن اهمال مىورزد و البتّه در اين ميان هيچ حقّى از حقوق عامّهء مردم و هيچ مهمّى از موجبات دعوت خويش را رها نمىكند ، چرا كه او حتّى اگر در حقوق فردى خود تساهل مىورزد بدين منظور است كه بتواند با تمام وجود به احقاق حقوق عامّه بپردازد .
اگر مناديان به حقيقت و ياوران حق ، كه از مردم عادى هستند ، بايد چنين وضعيّتى داشته باشند ، آنكه رسول پروردگار جهانيان است چگونه وضعى خواهد داشت ؟ بايد گفت : او حقوق فردى خويش را به فراموشى مىسپارد و از آن در مىگذرد و پيوسته حقوق مردم را متذكّر مىگردد و ذرّهاى در آن كوتاهى نمىكند .
عايشه در وصف اخلاق رسول خدا ( ص ) مىگويد : « او نه بد اخلاق بود و نه دشنام گوى و نه پرخاشگر و غوغاگرى در كوچه و بازار . او بدى را با بدى مقابله
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: حسين صابري
ص٣٦٦