تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
وى نگريست و آنگاه فرمود تا قدرى به وى دهند » . اين گشاده‌رويى و آن عفو و گذشت خلق و خوى او بود چه قبل از بعثت و چه آن هنگام كه آزارهاى مشركان عليه او فزونى و شدّت يافت و او در اين دوران خشونت قريش را با سخنانى آرام و حاكى از مدارا پاسخ مىگفت و آزارهاى آنان را با گذشت و گشاده‌روييى بزرگوارانه - كه به وسيلهء آن بر ايشان منّت نمىگذاشت بلكه بدان وسيله خداوند هر كه را مىخواست هدايت مىكرد - جواب مىداد . اگر عفو و گذشت اساس و پايهء دعوت رسول خدا نبود او نيز خواسته‌هايى چون خواسته‌هاى نوح براى مردمش از خداوند مىطلبيد ، آنگاه كه وى گفت : « پروردگارا بر روى زمين از كافران هيچ جنبنده‌اى باقى مگذار كه اگر باقيشان گذارى بندگانت را گمراه كنند و مگر بدكاران ناسپاس نزايند » « 25 » . امّا خداوند برخى از پيامبران را بر برخى ديگر برترى مىدهد و هر امّتى را رسولى است با خلق و خويى مناسب كه مىتواند راهى براى ارشاد و هدايت آنان باشد . روايت شده است هنگامى كه قريش آزار پيامبر را به آخرين حدّ رساند و هنگامى كه آن حضرت به ثقيف پناهنده شد و آن مردم نيز عدّه‌اى از سبكسران و اوباش خود را عليه او شوراندند ، جبرئيل بر وى نازل شد و گفت : « خداوند حيله و نيرنگ قومت عليه تو و آن پاسخى را كه به تو دادند شنيد و اينك فرشته كوهها را فرمان داده تا هرچه تو دربارهء آنان مىخواهى به او فرمان دهى و او اجرا كند . در اين هنگام فرشتهء كوهها بر آن حضرت سلام كرد و ايشان را مخاطب خود قرار داد و گفت : « مرا بدانچه خواهى فرمان ده كه اگر خواهى دو كوه دو جانب مكّه را بر روى آنان بخوابانم » . امّا پيامبر بزرگوار و با گذشت فرمود : « پروردگارا قوم مرا بيامرز كه آنان نادانند » . ابن منكدر آورده است كه جبرئيل به پيامبر ( ص ) گفت : « خداوند به آسمان
هامش
( 25 ) - نوح / 27 - 26 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 364 | حسين صابري / محمد أبو زهرة