به فراروى خويش نظر افكند و نه آنكه به آنچه پشت سر اوست و به كينههاى گذشته و مؤاخذهء افراد بر سوابق آنان بنگرد كه چنين چيزى هر كه را بدان گرفتار باشد به عقب بر مىگرداند و در نتيجه ، تفكّر و انديشهء او بدانچه مىبايست در آينده بدان بپردازد مشغول نمىشود و بلكه پيوسته گرفتار اين انديشه مىماند كه كينه و خشم خود را از كسانى كه در گذشته رو در روى او ايستادند با انتقام از آنان فرو نشاند . اين در حالى است كه آنكس كه صاحب رسالتى است و منادى دعوت به حق است نمىتواند انسانى واپس گرا باشد كه گذشته او را از انديشيدن به آينده باز مىدارد ، بلكه بايد چنين كسى انسانى آيندهنگر باشد .
محمّد ( ص ) - آنكه پروردگارش او را به نيكى تأديب كرد و آنكه خداوند او را براى آن آفريد كه قويترين رسالت و عظيمترين هدايت را بر دوش كشد ، پروردگارش او را با روحيّهاى آكنده از گذشت و عفو پروراند تا پيوسته دلش متوجّه همان چيزهايى باشد كه خداوند وى را براى آن آماده ساخته تا دعوت به حق را بر دوش گيرد و تنها به اين مهم بپردازد . بدينترتيب ، وى هر كينهاى را پشت سر مىانداخت و هر واجبى كه بود بدان مىپرداخت تا رسالت را به كاملترين شكل آن به مردم ابلاغ كند . هرگز دل او به كينهاى مشغول نمىشد و هرگز حقدى آن را آكنده نمىساخت ؛ چه نشاندن چنين خارهايى در دل ، شخص را از كار و تلاش باز مىدارد ، پيوندها را برهم مىزند و دشمنى را به صحنه مىآورد و رسول خدا ( ص ) برتر از آن بود كه دل به چنين چيزهايى مشغول بدارد .
پيامبر ( ص ) قبل از بعثت چنين بود و هرگز در تاريخ حيات او سراغ داشته نشد كه دل خويش را به كينههاى جاهليّت و دشمنيهاى ناشى از فرهنگ جاهلى مشغول داشته باشد . او حتّى در اواخر دوران رسالت خود نيز عفو عمومى اعلام مىكند و با قدرت پيامبرى صاحب عزم و اراده مىگويد : « هان كه خونهايى كه در جاهليّت ريخته شده ملغى است و اوّلين خونى كه به آن عفو را آغاز مىكنم خون عمويم حارث بن عبد المطّلب است » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: حسين صابري
ص٣٦١