تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
بخشيده بود كه به همه چيز پايان داد . تأثير روانى اين تهديد نيز از آنجا ناشى مىشد كه از مردى با اقتدار و با هيبت صادر شده بود . ب : يكى از سركشترين مردم در برابر رسول خدا ( ص ) عمرو بن هشام بود كه در تاريخ اسلام ، به حق ، ابو جهل نام گرفته است . او مردى بدكار بود كه نه شرافتى داشت كه او را در سخن گفتن پايبند خود سازد و نه خلق و خويى بزرگوارانه كه او را از رفتار ناشايست خود باز دارد ؛ بلكه اين كينه‌هاى پنهان بود كه او را به پيش مىبرد . پيامبر ( ص ) نيز در مقابل او بىهيچ اقدامى متقابل پايدارى و خويشتندارى مىنمود تا بدين وسيله توجّه مردم را بيش از پيش به اسلام معطوف بدارد . به همين سبب بود كه آن حضرت اين طاغوت را در فرو رفتن روز افزون خود در شر آفرينى و بدى واگذارد . در اين ميان مردى عرب از او طلبى داشت و او پرداخت آن را به تأخير مىانداخت و حتّى از آن به كلّى سرباز مىزد . اين امر آن مرد عرب را واداشت تا از ديگر سران مكّه كه آنان نيز بر همان نهاد و بر همان آيين او بودند كمك بجويد شايد طلب او را از وى بازستانند . آنان از روى ريشخند آن مرد را به رسول خدا ( ص ) حواله دادند و آن مرد نيز به سراغ پيامبر آمد و از ايشان كمك خواست . رسول خدا ( ص ) براى احقاق حق آن مرد به در خانهء ابو جهل پليد رفت و در را كوبيد . او در حالى كه از بيم عزم و ارادهء محمّدى لرزه بر اندامش افتاده بود بيرون آمد و پيامبر ( ص ) به وى فرمود : « بدهى اين مرد را به وى بپرداز » . بدين‌ترتيب جلال و شوكت رسول خدا ( ص ) تكبّر و غرور جاهلى را شكست و او اموالى را كه آن مرد از وى مىخواست آماده كرد و در اختيارش گذاشت ، در حالى كه به زبونى افتاده و مايهء ريشخند جاهل صفتانى چون خود وى گرديده بود . صرف‌نظر از اين نمونه‌ها رسول خدا ( ص ) از بيم و ترس كسانى كه هيبت او در دلهايشان افتاده و آنان را گرفته بود مىكاست . به عنوان نمونه روايت شده است كه مردى بر آن حضرت وارد شد و از هيبت او لرزه بر اندامش افتاد . رسول