خواستهء تو مىنشينم تا آن را بر آورم » « 21 » .
پيامبر در خانه و در برخورد با خانواده نيز فروتن بود و بىهيچ استنكافى در كارخانه به همسرش كمك مىكرد : لباس خود را مىشست ، گوسفند خود را مىدوشيد ، لباس خويش را وصله مىكرد ، كفش خود را وصله مىزد ، زانوى شتر خويش را خود مىبست و خود به آن آب و علف مىداد ، با خدمتگزار خود غذا مىخورد و بارهايى كه داشت خود بر دوش مىكشيد .
حتّى گاه كه كنيزى از كنيزان نيازمند مدينه به رسول خدا ( ص ) برخورد مىكرد ، آن حضرت به وى كمك مىفرمود تا او كار خود را به انجام رساند و بىهيچ كاستى و نقصى با دستان پر باز گردد .
هيبت رسول خدا
132 - با وجود اين تواضع بزرگوارانه و دور از خوارى و زبونى رسول خدا ( ص ) هيبت او نيز در دلها جاى گرفته بود ، آنهم در بالاترين حدّى كه هيبت مردى كه خداوند او را رسول خود بر جهانيان قرار داده است مىتواند در دلها جاى گيرد .
حتّى مىتوان چنين گفت كه اين تواضع و فروتنى او نيز به سبب آگاهى وى از شدّت هيبت اوست كه مىبايست با آن تواضع از سنگينى آن كاسته شود . مىتوان بالاتر از اين نيز گفت كه اين تواضع و آن هيبت هر دو از يك سرچشمه مىجوشيدند و هر دو پشتوانهء همديگر بودند و بالاتر آنكه چنين تواضعى - بدور از ذلّت و زبونى - تنها از كسانى مىتواند بروز يابد كه در درون قوى و مقتدرند و چنين احساس نمىكنند كه با كردار خود و با فروتنى خويش به ذلّت و خوارى فرو مىافتند .
توصيفگران مجلسى را كه پيامبر و اصحابش در آن حضور داشتند به اوصافى ستودهاند كه از هيبت والاى او و وقار فراوان و عظمت نهفته در سكوت او حكايت
هامش
( 21 ) - الشفاء ، ج 1 ، ص 76 .