و واقعى از مخاطب چنين سخنى باشد صحيح نيست مگر آنكه نگفتن موجب تضييع حق و يا تقويت باطلى شود . حتّى در چنين موردى نيز آن حضرت از آن كار ناروا كه كسى انجام داده است نام مىبرد بىآنكه آنكس را بدين كار برنجاند .
5 - پنجمين صفت پرهيز كامل او از هرگونه مذمّت است مگر آنكه احقاق حقّى او را كاملا ناگزير از اين كار سازد . حتّى در چنين حالتى نيز به كنايه سخن مىگويد و تنها كلمات و اظهاراتى را مىپسندد كه پوشيده و از بىحيايى دور باشد ؛ چه ، او تنها از چيزهايى سخن مىگويد كه به پاداش آن اميد دارد و خيرى را براى مردم به وجود مىآورد .
6 - ششمين صفت كه از اظهارات هند بن ابى هاله برمىآيد آن است كه وى پيوسته - آنسان كه اشاره كردهايم - در سكوت بود . البتّه اين سكوت ، سكوت فردى ناتوان و عاجز از سخن گفتن نبود ، بلكه سكوت كسى بود كه قبل از آنكه سخنى بگويد مىانديشد و از اين پرهيز مىكند كه سخنى از او پخش شود كه شايستهء چون اويى نيست ، سكوت كسى كه همه چيز را مىسنجد و سكوت كسى كه خموشى او حلم و تعقل و گاه چشم فرو بستن و گذشت از آن كسى يا كسانى است كه در گفتههاى آنان سخنى ناروا بوده است .
7 - هفتمين ويژگى آن است كه وى به سبب چيزهايى كه به شخص او مربوط مىشود خشمگين و از خود بىخود نمىشود ، بلكه خشم او تنها براى خدا و تنها در آن هنگام است كه حرمتهاى الهى شكسته شود . در چنين صورتى او برمىخيزد و هرگز سكوت نمىگزيند تا اين كه حدود الهى اقامه شود .
130 - اين اوصافى است كه هند بن ابى هاله دربارهء رسول خدا ( ص ) ذكر كرده است . او مردى وصّاف بود كه هيچ نكتهاى از دسترس او بيرون و هيچ زاويهاى از نگاه او مكتوم نمىماند و مكنونات دل را از اظهارات زبان كشف مىكرد .
تاكنون برخى از گفتههاى او در مورد رسول خدا ( ص ) را براى شما به صورت خلاصه آورديم و اينك نيز مناسب است اندكى از سخنان كسانى را نقل
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: حسين صابري
ص٣٥٢