فرومايگى و ذلّت و زبونى در آن نيست . او چون به ميان جمعى مىرفت ، هرجا كه جاى نشستن بود مىنشست و اصحاب خود را نيز به همين شيوه ترغيب مىكرد ؛ او در هرجا مىنشست با همنشينان فروتنى مىفرمود و بال رحمت بر آنان مىگشود و ميان آنان به برابرى و مساوات رفتار مىكرد ؛ پيوسته گشادهروى و نرمخوى بود ؛ از آنچه نيكو نبود چشم مىپوشيد مگر آنكه اين سكوت و چشمپوشى موجب ترك وظيفهء تبليغ و ارشاد باشد ؛ هنگام راهنمايى و ارشاد به اشارهاى آرام بسنده مىكرد ، اگر اين كافى نبود ، كنايه و اگر آن نيز كفايت نمىكرد هشدار و تذكّرى عمومى مىداد و اگر مىديد كسى از مردم به كار بدى مشغول است رو در روى او قرار نمىگرفت كه « بد كردهاى » ، بلكه مىفرمود : « برخيها را چه مىشود كه چنين و چنان مىكنند » . بىترديد ، اين گونه توبيخى كه مفهومى عمومى و فراگير داشته باشد ، زيباتر و پسنديدهتر و در عين حال كارآتر و مؤثّرتر است .
او شوخى نمىفرمود مگر اندكى و اگر شوخيى مىكرد با عبارات و كلماتى حكمتآميز بود و حدّاقل نكتهاى را در بر داشت ، آنگونه كه به عمّهء خود صفيّه فرمود : « هيچ پيرزنى به بهشت وارد نمىشود » . او نيز با شنيدن اين سخن گريست و رسول خدا ( ص ) در اين هنگام فرمود : در آنجا از « زنانى پستان برآمده و همسان » « 20 » مىشوى .
ملاحظه مىكنيد كه چگونه در اين شوخى اشارهاى لطيف به يكى از احوال آخرت وجود دارد .
4 - چهارمين صفت دورى آن حضرت از پرخاشگرى و تندخويى است ؛ او نه درشتخوى و نه سختگير بود ، نه عيبجو و نه در پى اسرار مردم ، نه پرخاشگر و غوغاگر و نه ناسزاگوى و دشنام ده . او هرگز به دشنام و ناسزا دهن نمىگشود حتى اگر راست باشد ، چه آنكه دهان گشودن به سخنان ناسزا هرچند توصيفى راستين
هامش
( 20 ) - اشاره است به نبأ / 33 .