بيرون نبود و بلكه تكميل كنندهء شخصيّت وى بود و در زير سلطهء او و ارادهء حق جوى وى قرار داشت .
2 - دوّمين صفت آن است كه وى با صحاب خود انس و آشنايى و با آنان احساسى همانند داشت تا بسادگى در دلهاى آنان بنشيند . او بزرگان آن مردم را بزرگ مىداشت و كوچكتران و فرومايگان آنان را نيز بالا مىبرد تا همه احساس كنند كه رسول خدا ( ص ) فردى از خود آنان است . وى بذر محبّت خود را ميان آنان مىكاشت و به يكايك آنان گوش فرا مىداد تا همه كس چنين احساس كنند كه مورد توجّه آن حضرت قرار دارند . او همچنين هرگاه كار نيكى را مشاهده مىفرمود ، نيكى آن را اظهار مىداشت و هرگاه كار زشت و ناروايى مىديد ، با آرامش و ملايمتى شايسته هدايتگرى امين كه جذب مىكند و نه دفع ، به خود نزديك مىسازد و نه از خود دور ، زشتى آن را مورد تذكّر قرار مىداد ؛ چه ، او هرگز از برملا كردن باطلى سكوت نمىگزيد .
او در ميان آن مردم بيدار دلى بود كه هرگز غفلت به خود راه نمىداد مباد كه آنان نيز غافل شوند و يا از حق فاصله گيرند . او هرگز انديشهء بدى را در مورد كسى در سر نمىپرورانيد ، نجاتبخش آنان بود و در عين حال هشيار به گونهاى كه از هر كس گمان و انديشهء بدى داشت حذر مىنمود و خود را از او حفظ مىكرد ، بىآن كه روى ترش كند يا سخنى درشت بر زبان آورد ، بلكه او در همه احوال انيسى آشنا بود كه آغوش دل بر مردم مىگشود تا نيكان آنچه در دل دارند بگويند و بدخواهان نيز از اين شرم كنند كه پنهان دل خود را آشكار سازند . بدينترتيب ، مكنونات دل اينگونه مردم همچنان نهان مىماند و گاه نيز در نتيجهء همين نهان و خفته بودن ، انديشههاى بد از ميان رخت برمىبست و اين كسان هدايت و راستى مىيافتند ؛ چه ، آنگاه كه رذيلتى نور نبيند ، گذشت زمان آن را در تاريكى مىپوساند و از ميان مىبرد .
3 - سوّمين صفت تواضع بزرگوارانهء آن حضرت است كه هيچ نشانى از
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: حسين صابري
ص٣٥٠