اثبات اين مدّعا كه او با لهجههاى عرب و تفاوتهاى آنها آشنا بود شواهدى از نامههاى آن حضرت ( ص ) به همدان و وائل بن حجر مىآورد و آنها را با كلام قريش دربارهء صدقات كه ظاهرا موضوع اين نامهها نيز در همين خصوص بوده است مقايسه مىكند .
عياض در ادامه مىگويد :
« امّا دربارهء سخنان عادى و فصاحت آشكار او و حكمتها و اندرزهاى مأثورش كتابها تأليف شده و برخى از اين سخنان است كه در فصاحت همسان و در بلاغت هيچ هماوردى ندارد . از آن جمله است عباراتى چون : « خون مسلمانان با يكديگر برابر است و پستترين آنان مىتواند از جانب آنها پيمان ببندد و آنان همه در مقابل ديگران يد واحدند » ؛ « مردم همانند دانههاى شانهاند » ؛ « هر مرد با آنكسى است كه دوست مىدارد » ؛ « در همدمى آنكه آنچه تو برايش مىبينى او برايت نمىبيند هيچ خيرى نيست » ؛ « مردم معدنهايىاند » ؛ « هر مرد كه قدر خويش بداند هلاك نمىشود » ؛ « آنكه مورد مشورت قرار مىگيرد امين است » ؛ « خداوند رحمت فرستد بر آن بندهاى كه سخن نيكى بگويد و غنيمتى به چنگ آورد يا سكوت گزيند و سلامت ماند » ؛ « اسلام بياور تا در سلامت بمانى و خداوند اجر تو را دو چندان دهد » ؛ « دوست داشتنىترين شما در نزد من و نزديكترين شما به جايگاه من در روز قيامت خوش خلقترين شما و كسانىاند كه بال محبت بر ديگران مىگشايند ، مأنوس همهاند و همگان را انس مىدهند » ؛ « شايد او بدانچه به او مربوط نمىشد سخن نمىگفت و بدانچه او را بىنياز نمىساخت بخل نمىورزيد » ؛ « آدم دو رو در نزد خداوند آبرومند نيست » .
از همين قبيل است نهى آن حضرت از قيل و قال ، فراوانى پرسش و سؤال ، به هدر دادن ثروت و مال ، منع از اسراف و عقوق والدين و زنده به گور كردن دختران . نيز از همين نمونههاست فرمودهء او كه : « هرجا بودى تقواى خداوند پيشهساز ، در پى گناه كارى نيك انجام ده كه آن را پاك مىكند و با خوش خلقى با مردم رفتار كن » ؛ « بهترين كارها ميانهترين آنهاست » ؛ « با اندكى واهمه و احتياط دوستت را دوست بدار شايد روزى همو دشمن تو باشد » ؛ « ظلم
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: حسين صابري
ص٣٣٠