تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
مىگفت ، بىآنكه در آن زيادت و يا كوتاهيى باشد ، نرمخوى بود و نه سختگير و نه سست و زبون ، نعمت خداوند را هر چند اندك نمايد بزرگ مىداشت و به مذمّت يا مدح آنچه مذمّت نمىشده نمىپرداخت و اگر كسى حقّى را به ناروا مورد تعرّض قرار مىداد ، خشمش فرو نمىنشست مگر آنگاه كه به يارى حقّ پايمال شده برخيزد ، به گاه اشاره كردن با تمام كف دست اشاره مىكرد ، به گاه تعجب كف دست را مىچرخاند و برمىگرداند ، در هنگام سخن گفتن انگشتان را روى كف دست مىخواباند و انگشت شست دست راست را بر كف دست چپ مىزد ، چون خشمگين مىشد به نفرت روى برمىگرداند و چون شادمان مىگرديد ، ديدگان فرو مىهشت ، بيشتر خندهء او تبسّم بود و دندانهاى مبارك همچون دانه‌هاى تگرگ نمايان مىشد » . هر چه راويان در بلاغت سخن ، فصاحت عبارات و زيبايى نطق او بگويند ، باز هم به حقيقت بلاغت او راه نمىيابيم ؛ چه ، روايت مأثورى كه از او مىخوانيم ، در آن دانشى جامع و فراگير و عباراتى مىيابيم كه هر شنونده‌اى آن را گوارا مىبيند و در آن نفوذ الهام و هماهنگى الفاظ را مشاهده مىكند . در روايات رسيده از او حكمت و مضامين نيكو و جمع كردن ميان دو ويژگى روانى و سهولت را مىبينيم ، بىآن‌كه الفاظ و عباراتى خشك و معانى و مضامينى پست در كار باشد ، بلكه همهء كلام در معنا و مضمون در انديشه‌ها و مداخل سخن كه در آن وجود دارد به گونه‌ايست كه به دلها راه مىيابد و جايگاه خود را پيدا مىكند . هر كس به سخن او استشهادى كند اگر آن را در مقابل عامّهء مردم اظهار دارد ، آن را به چنگ مىگيرند و اگر در مقابل خاصّه به آن زبان گشايد ، آن را هضم مىكنند . هر انسانى با هر اندازه توان سخنان او را درك مىكند . او هرگز كلمات نامأنوسى را به خاطر نامأنوس بودن بر نمىگزيند و هيچ لفظى را به خاطر شيرينى آن به كار نمىبندد ، بلكه همه ويژگيها و جلوه‌هاى كلام او به آسانى و آرامى به پيش مىآيد و اگر فراتر رويم خواهيم گفت اين سليقهء كامل است كه نطق مىكند و اين فصاحت