بخشيده شده و بدائع حكمت به او اختصاص يافته و زبان و لهجهء همهء اعراب به او آموخته شده بود و به همين سبب ، هر ملّتى را به زبان خود مورد خطاب قرار مىداد و به لغت خود با آنان سخن مىگفت و به همين زبانها ، كلام خود را به سر منزل بلاغت مىرساند تا آنجا كه بسيارى از اصحابش در مواردى از شرح كلام و تفسير سخنش پرسش مىكردند » . هركس در حديث و سيرهء او تأملى ورزد ، اين حقايق را در خواهد يافت و بدان خواهد رسيد . اين ويژگيها نه در سخن گفتن او با قريش و انصار و مردم مجاز جلوهگر است ، بلكه سخنان او با وطيفه هندى ، قطن بن حارثه عليمى ، اشعث بن قيس ، وائل بن حجر كندى و ديگر كسان از شاهان يمن و خسروان حمير را مىبينيم كه به همين جلوهها آراسته است » « 4 » .
اين اظهارات حاكى از آن است كه رسول خدا ( ص ) همهء لهجههاى اعراب را مىدانست و اين توانايى از طريق اقامت وى در مكّهء مكرّمه - كه قبايل عرب در موسم حج در آنجا گردهم مىآمدند - و نيز به بركت علاقهمندى او به فهم اين لهجهها و هوشمندى او كه به درك آنها مىرسيد و نيز به فضل فراگيرى هوشمندانهء او نسبت به آنچه مىشنيد و حفظ آنچه در پيرامونش مىگذشت براى او به دست آمده بود .
برخى از راويان آوردهاند كه او با مفردات فراوانى از فارسى و رومى نيز آشنايى داشت . در يكى از نامههاى او به روميان شاهدى بر اين حقيقت وجود دارد ؛ چه ، در آن نامه آمده است كه « اسلم تسلم و الّا فعليك اثم البريسيّين » ، « اسلام بياور تا در امان باشى و گرنه گناه بريسيين بر تو خواهد بود » . در اين عبارت ، كلمه بريسيّين كلمهاى رومى است كه دقيقا در معناى خود يعنى عامّهء مردم و كشاورزان و ديگر گرفتاران به كار رفته است .
فراگيرى لهجههاى مختلف عرب و تفاوتهاى اين لهجهها حاكى از آن است كه خداوند او را براى رسالت الهى فراگيرى آماده مىساخت . قاضى عياض براى
هامش
( 4 ) - ر . ك . قاضى عياض ، الشفاء ، ص 441 .