تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
بنابراين ، سخن گفتن او همراه با نرمى و درنگ بود ، نه به سرعت در سخنان خود پيش مىرفت و نه با شتاب آن را پى مىگرفت تا آنجا كه عايشه چنين روايت مىكند كه اگر شنونده‌اى مىخواست حروف سخنان او را در هنگام سخن گفتن بشمارد ، مىتوانست چنين كند . اين گونه سخن گفتن ، فصيحترين سخن و رساترين شيوهء القاى حقايق به مخاطب است ؛ چه اينكه ، درنگ در سخن گفتن به شنونده اين امكان را مىدهد تا زيبايى الفاظ را بچشد ، در معانى آن تأمّل ورزد ، آنچه سخنران مىگويد به ذهن بسپارد و انديشه‌هاى طرح شده را پى گيرد ، بىآن‌كه خود را خسته و ملول سازد . اين در حالى است كه اگر سخن گفتن با نرمى و تأنّى همراه نباشد ، شنونده از پى گرفتن معانى طرح شده فرو مىماند و اگر شنونده‌اى از راه پيمودن به همراه افكار طرح شده و از ادراك اهداف و مقاصد سخن فرو ماند ، ملال و خستگى او را در ميان مىگيرد . 124 - نطق رسول خدا ( ص ) از شتابزدگى و سريع حرف زدن و ديگر عيوب سخن گفتن پيراسته و با صوتى آرام و عميق بود ، صوتى كه صدق و راستى آن را مىآراست و بدين‌ترتيب آن را به درون دلها مىنشاند و عاقلان را به حق رهنمون مىگشت . آهنگ صداى او ، آهنگى آرام و قوى و همراه با صوتى بدون خشونت و درشتى بود كه در آن ، عمق فطرى آهنگ با زيبايى ، گيرايى و بلندى صوت و البتّه بدور از داد و فرياد در مىآميخت . روايت شده است كه امام حسن بن على ( ع ) يكى از دو سبط گرامى و محبوب رسول خدا - از هند بن ابى هاله پسر خديجه كه مردى وصّاف بود در مورد پيامبر سؤال كرد و فرمود : « گفتم : سخن گفتن رسول خدا ( ص ) را برايم توصيف كن » . گفت : « رسول خدا ( ص ) پيوسته محزون و هميشه در انديشه بود ، راحتى نداشت ، بدون احساس نياز سخنى نمىگفت ، سكوتى طولانى داشت و آغاز و پايان كلمات را با تمام دهن ادا مىفرمود . از اصول سخن و از فضل سخن