تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
118 - كعبه مشرّفه سر به آسمان برافراشت و در دوران پيامبر ( ص ) نيز بناى آن به همين شكل باقى ماند . او دوست داشت خانه را به همان وضعيّتى كه در دوران ابراهيم دارا بود باز گرداند ، امّا چنين انديشيد كه قريش اندكى پيش از اين كافر بوده‌اند و ممكن است چنين كارى آثار نامطلوبى بر آنان برجاى گذارد . بنابراين وى قريش را با چنين كارى آزرده خاطر نساخت . در گذر تاريخ ، دوران خلفاى راشدين ، دوران معاويّه و سپس فرزندش يزيد فرا رسيد و در اين دوران بود كه گروهى از مؤمنان عليه او شوريدند . از جمله اين قيام كنندگان عليه يزيد ، عبد اللّه بن زبير بود . زمانى كه آن قاتلان ستمگر ، امام حسين بن على ( ع ) را به شهادت رساندند ، كار عبد اللّه بالا گرفت . با فرا رسيدن عبد الملك بن مروان ، وى به كار مقابله با عبد اللّه - كه اكنون تنها دشمن او به شمار مىرفت - پرداخت و جنگ و نبرد در گرفت ، پايگاه عبد اللّه بن زبير يعنى مكّه به محاصره در آمد ، كعبه با منجنيق هدف قرار گرفت و ويران شد . پس از اين ويرانى پسر زبير به دوباره برپا كردن خانه بر پايهء همان اساس پرداخت كه ابراهيم بنا كرده بود . او طول كعبه را افزايش داد و حجر اسماعيل را كه قريش به دليل كمبود ثروت حلال در ميان دارايى خود نتوانسته بود آن را بسازد ، در داخل كعبه قرار داد و از آنجا كه حديث رسول خدا ( ص ) را از طريق خالهء خود عايشه شنيده بود - كه ما اندكى پيش آن را آورديم - درى ديگر نيز به كعبه گشود . امّا حاكميت عبد اللّه بن زبير دوامى نيافت و وى كشته شد و حجاج بن يوسف ثقفى كارگزار عبد الملك چيره شد . او پس از فتح مكّه دربارهء تغييراتى كه عبد اللّه بن زبير در بناى كعبه به وجود آورده و آن را به همان جايى كه در زمان ابراهيم بود برگردانده بود . از عبد الملك بن مروان نظر خواست و عبد الملك نيز در پاسخ او چنين نوشت : « امّا آنچه را بر طول كعبه افزوده است ، باقى گذار و آنچه را از جانب حجر اسماعيل افزوده به همان پايه‌هاى قبل برگردان و درى نيز كه او گشوده است ببند » . حجاج نيز در پى اين دستور چنان كرد ، هر چند روايت شده
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 307 | حسين صابري / محمد أبو زهرة