تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
نگذشته و از اين دوران فاصله نگرفته‌اند ، كعبه را در هم فرو مىريختم و آن را دوباره ساخته درى از جانب مشرق و درى از سمت غرب براى آن قرار مىدادم و حجر اسماعيل را نيز داخل خانه مىكردم » . 117 - بناى خانه به خوبى پايان يافت و در هنگام برپا كردن اين بنا مردم دچار هيچ اختلاف و مشكلى نشدند . زيرا هر يك از تيره‌هاى قريش بخشى مختصّ به خود داشت . امّا در اينجا كارى تقسيم‌ناپذير نيز وجود داشت و آن حجر الاسود بود . قريش بر سر اينكه چه كسى سنگ را در جاى مخصوص خود در اين بنا قرار دهد گرفتار اختلاف شد . نه اختلاف بلكه جدال و منازعه‌اى شديد بر سر اين مسأله در گرفت و نزديك بود خونها ريخته شود و شمشيرها از آن سيراب . در اين ميان ، بنى عبد الدار با استناد به اين كه پيش از اين قصى توليت خانه كعبه را به ايشان سپرده بود خواهان تصدّى اين كار بودند . اين گروه تشتى پر از خون آوردند و با بنى عدى بن كعب بن لؤى پيمان نبرد تا مرگ بستند و براى استوارى اين پيمان دستهاى خود را در خونى كه آن تشت را پر كرده بود فرو بردند . بدين‌ترتيب قريش چهار شب تمام در همين وضعيّت به سر برد و بحران بر محافل آنان حكمفرما بود . آنان پس از گذشت اين چهار شب در مسجد الحرام گرد هم آمدند و دربارهء آتش‌بس با يكديگر به گفتگو پرداختند . ديگر بار تشتهاى خون يا تشتهاى مرگ بر چيده شد ، مردم رو به انصاف آوردند ، تيرهاى شرّ و بدى را پنهان كردند و يا آنها را از سينه بيرون كشيدند . بسيارى از مواقع يك حسن نيّت زمينه‌هاى بدى را از ميان مىبرد و در ميان خصومت و دشمنى نورى از انوار محبّت و دوستى را بر مىگشايد . نشست آرام قريش در مسجد الحرام به بركت بيت اللّه راهى بر چنين گشايشى بود . اين گونه بود كه يكى از مسن‌ترين مردان قريش برخاست ، آنان را به صلح و آرامش و ترك مخاصمه طلبيد و گفت : « اى جماعت قريش در آنچه اختلاف
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 305 | حسين صابري / محمد أبو زهرة