تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
نمىگرفتند و هيچ‌چربى و روغنى از گوشت نمىگرفتند ، در هيچ خيمه مويى وارد نمىشدند و هرگاه مىخواستند سايه گزينند تنها به سايهء خيمه‌هاى چرمى مىرفتند ، حاجيان و عمره گزاران را - تا زمانى كه در احرام بودند - از اين منع مىكردند كه جز از طعام قريش بخورند يا در غير لباس قريش به طواف بپردازند به گونه‌اى كه هرگاه كسى از حاجيان لباسى از لباسهاى « حمّس » « يعنى قريش و فرزندانشان » . . . و ديگر قبايلى چون كنانه و خزاعه كه با آنان هم پيمان شدند نمىيافت ، برهنه طواف مىكرد ، حتّى اگر زن باشد . به همين سبب اگر زنى در چنان موقعيّتى قرار مىگرفت ، برهنه به طواف مىپرداخت و دست بر عورت خود مىگذاشت و مىگفت : « امروز همه يا برخى از آن نمايان است و از اين پس آنچه را نمايان شده بر كسى روا نمىدارم » . در اين ميان اگر كسى از حاجيانى كه لباس خمّسى يافته بود ، در اين لباس حدثى مىكرد و او ناگزير لباس را عوض كرده و در لباس خود طواف مىكرد ، لازم بود پس از فراغت از طواف آن لباس را به كنارى اندازد و ديگر از آن استفاده نكند و هيچكس ، نه او و نه ديگران ، نيز حق نداشت به آن دست بزند . اعراب آن لباس را « لقى » يا « دور انداخته » مىناميدند « 24 » . 120 - اين نمونه‌هايى از علاقهء شديد قريش نسبت به خانهء كعبه است كه در ميان آنان جريان داشت . آنان حج را تنها زيارت خانهء خدا مىدانستند و اين نمونه‌اى از شدّت علاقهء آنان به اين خانه بود . آنان تا آن حدّ به كعبه اهميّت دادند كه يكى از مناسك مهم حج ابراهيم را كه مايهء اعتبار حج است يعنى عرفه و طواف را كه ركنى از اركان حج است و در طول همهء سال وقت مشخّص و محدودى ندارد از ياد برده بودند . امّا اين يكى از نشانه‌هاى نبوّت رسول خدا ( ص ) بود كه وى حتّى قبل از بعثت عادات و رسوم قريش در حج را پيروى نمىكرد ، بلكه وقوف به عرفه را انجام مىداد و اين ، بىترديد ، توفيقى از جانب خداوند بود و الهامى از جانب او كه
هامش
( 24 ) - البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 305 . - م .