داريد ، نخستين كسى را كه از در اين مسجد وارد شود حكمفرما قرار دهيد تا در ميان شما داورى كند » . حاضران نيز اين پيشنهاد را پذيرفتند و دريافتند كه اين توفيقى از جانب خداوند است ، آن هنگام كه چهره نخستين كس نمايان گشت و ناگاه ديدند كه محمّد بن عبد اللّه ( ص ) است و بزرگ آن جمع گفت : « اين امين است و ما به داورى او خشنوديم » .
محمّد ( ص ) در ميان آنان امين ناميده مىشد و اين نام به او اختصاص داشت ، به گونهاى كه هرگاه اين اسم بتنهايى به كار مىرفت - آنسان كه قبلا نيز يادآور شدهايم - به او انصراف داشت . آنكه هر چه بر عمر مباركش گذشت بيش از پيش اطمينان مردم را به امانتدارى ، راستى ، تدبير و عدالت خويش استوارتر ساخت .
به همين سبب ، هنگامى كه مردم دريافتند داور آنان كه حق را به صاحبانش خواهد داد محمّد بن عبد اللّه است ، دلهاى همه آرامش و خشنودى يافت .
پيامبر به ميان آن اجتماع رسيد و ماجرا را به او اطّلاع دادند . او نيز از اين استقبال كرد و ديدگانش روشن شد آن سان كه دلهاى پر اضطراب مردم با دين او روشن شده بود . وى فرمود : « پارچهاى برايم بياوريد » . آوردند . پس خود سنگ را برداشت و با دست خويش بر روى آن پارچه نهاد و سپس فرمود : « هر يك از قبايل گوشهاى از اين پارچه را بگيرد و سپس همگى آن را بلند كنيد » . آنان چنين كردند و سنگ را تا جايگاه آن آوردند و در اين هنگام او خود با دست مباركش آن را در جاى خود گذاشت و سپس بنا بر روى آن ادامه يافت « 22 » .
اين تدبيرى والاست كه اختلاف به وسيلهء آن از ميان رفت و به جاى آنكه شمشيرها به ميان بسته شود و مردم آمادهء مرگ شوند كار به توافق انجاميد . اين نفس مباركى از رسول خدا ( ص ) بود ، در زمانى كه طليعههاى نبوّت آشكار شده و نشانههاى آن خود را هويدا ساخته بود .
هامش
( 22 ) - ابن هشام ، السيرة النبوية .