حج را آنگونه كه ابراهيم به جاى مىآورده است به جاى آورد . او هرگز در طواف نيز به رويّهء معمول اعراب عمل نكرد ، بلكه طواف را آنگونه كه ابراهيم انجام مىداد ، برگزار مىكرد .
در اين ميان مشاهده مىشود كه جنبهء تجارى در ميان خاندان قريش از دو جهت خود را حتّى در مراسم حج نشان مىداد :
الف - حجاج حق آن نداشتند كه از خوراكى جز آنچه از قريش به دست مىآورند و يا از لباسى جز لباس قريش استفاده كنند كه اين الزام نوعى ترويج و تبليغ عملى براى تجارت قريش بود .
ب - در اين ايام ، هيچ تجارت و خريد و فروشى در بازارهايى كه در مجاورت مكّه قرار داشت برگزار نمىشد .
بىترديد ، اين آداب و عادات و رسوم عملا با نوعى از فحشاء همراه بود ؛ چه ، برخى از قبايل هنگامى كه لباسى از لباسهاى « حمّس » نمىيافتند ، برهنه طواف مىكردند در حالى كه زنان نيز در ميان آنان بودند و عورت خود را با دستهاى خود مىپوشاندند .
قريشيان چنين مىپنداشتند كه در اين احكام و آيينها از جانب خداوند مأمور شدهاند ، در حالى كه خداوند اين اعمال را محكوم كرده است ، آنجا كه قرآن كريم مىفرمايد : « اگر كار ناشايستى انجام دهند ، مىگويند ما پدران خويش را بر اين آيين ديدهايم و خداوند ما را به آن فرمان داده است . بگو خداوند به فحشاء فرمان نمىدهد . آيا آنچه نمىدانيد به خداوند نسبت مىدهيد ؟ بگو پروردگارم به دادگرى فرمان داده است و اينكه چهرهء خود را در مقابل هر پرستشگاهى راست كنيد و با اخلاص او را بخوانيد كه آنسان كه شما را بيافريد ، باز مىگرديد . گروهى از شما را هدايت كرد و گروهى گرفتار گمراهى شدند . آنان به جاى خداوند شياطين را دوستان خود گرفته و چنين گمان دارند كه به حقيقت راه يافتهاند . اى آدميزادگان ، در نزد هر مسجدى زينت خود را بر گيريد ، زينتى كه خداوند آن را به همراه روزيهاى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: حسين صابري
ص٣١٠