تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
تصوّر نيست ، بلكه براى آن‌كه در خدمت او قرار گيرد و در بستن و گشودن بار اشتران به وى كمك كند . خروج اين كاروان از مكّه يا رسيدن آن به بازار مذكور در نيمهء ماه ذى الحجّه بود و در اين زمان رسول خدا ( ص ) بيست و پنج سال داشت « 8 » . اين كاروان زمانى پس از برپايى بازارهاى عكاظ ، ذى المجاز و مجنّه كه در ايام حج در مكّه برپا مىشد ، روانه شده بود و اين اشاره دارد كه كاروان مزبور شامل كالاهايى از اين بازار كه از يمن و ديگر سرزمينهاى دور و نزديك عربى بدانجا آورده مىشد بود و اين كالاها را به سوى شام مىبرد ؛ چرا كه در آن زمان اين كالاها در بازارهاى مكّه فروخته مىشد تا پس از آن به شام يا يمن منتقل شود . هنگامى كه اين كاروان به بصرى رسيد ، طىّ مسير ، توان رسول خدا ( ص ) را گرفته بود و به همين سبب به زير سايهء درختى نزديك صومعه راهبى به نام نسطورا پناه برد . اين راهب ، غير از آن راهبى است كه در سفر نخست رسول خدا ( ص ) به اين منطقه با آن حضرت ملاقات كرد ، زيرا ، نام راهب نخست بحيرى بود و نام اين ، نسطورا . علاوه بر اين از آن سفر حدود سيزده سال گذشته و در اين مدّت چه بسا آن راهب فوت كرده يا صومعهء خود را عوض كرده بود . در اين هنگام نسطورا با ميسره غلام خديجه كه به همراه رسول خدا ( ص ) و در خدمت او بود ملاقات كرد و از او پرسيد : « اين مردى كه در زير سايه درخت فرود آمده كيست ؟ » او گفت : « اين مردى از قريش و از ساكنان حرم است » . راهب گفت : « كسى جز پيامبران خدا در زير اين درخت ننشسته‌اند » . گويا اين درخت از ديرباز محل استراحت پيامبران بوده و تنها آنان در سايهء آن فرود مىآمده‌اند و ديگران از كنار آن مىگذشته و به آن اعتنايى نمىكرده‌اند . برخى از سيره نويسان اين مطلب را بعيد شمرده‌اند ؛ چرا كه ، فاصلهء زمانى
هامش
( 8 ) - ر . ك . عسقلانى ، ابن حجر ، المواهب اللدنيه ، ج 1 ، ص 198 ، چاپ به همراه شرح .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 280 | حسين صابري / محمد أبو زهرة