تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
از امانت و شرافت در نظر چنين كسانى هرگز اين نيست تا در نتيجه تنها در چنين راهى و براى رسيدن به چنين هدفى ابراز شود . با اين وجود ، امانتدارى مىتواند ثمرات خوشى را به بار آورد ، آنگونه كه هر زمين پاك و هر درخت شكوفايى ثمر مىبخشد . گفته شده است ماجراى اين گفتگو ميان ابو طالب و برادرزاده‌اش به خديجه رسيد و او كه از صدق و امانت و اخلاق شايستهء محمّد امين اطّلاع داشت امّا پيش از اين نمىدانست كه او چنين كارى را قبول خواهد كرد و خواهد خواست ، او را طلبيد . به نظر من چنين نبوده ، بلكه خديجه خود به اين موضوع مىانديشيد كه محمّد ( ص ) را به خدمت كاروان تجاريش در آورد و اين رغبت و تمايل او با رغبت عموى پيامبر تلاقى يافت ، خواه آن‌كه خديجه از اين گفتگو اطّلاع داشت يا از آن بىاطّلاع بود . چنين است كه خداوند چون چيزى را بخواهد ، اسباب و زمينه‌هاى آن فراهم مىشود و آن امر به ثمر مىنشيند . به هر حال ، خديجه در پى رسول خدا ( ص ) فرستاد و او را به حضور طلبيده به وى اظهار داشت : « آنچه از راستگويى و امانتدارى فراوان و اخلاق شايسته است به من رسيده مرا بر آن داشته است تا در پى تو بفرستم بدان منظور كه با كاروان تجارى من روانهء سفر شوى و من نيز دو برابر آنچه به ديگران مىدهم ، به تو خواهم داد » . از خلال اين سطور به خوبى مىتوان مشاهده كرد كه چگونه خديجه بدان رغبت داشت كه تجارت خود را به او بسپارد و به سبب همين رغبت در برابر آنچه به ديگران مىداد به او داد . اينك جاى اين سؤال است كه چرا خديجه اجرت رسول خدا ( ص ) را دو برابر ديگران قرار داد ؟ پاسخ اين سؤال آن است كه چنين در دل او افتاده بود كه اين تجارت به بركت امانتدارى رسول خدا ( ص ) و شجاعت و شهامت او براى ايستادن در مقابل هرگونه حرص و آزمندى سودآور خواهد بود . شايد نيز در اين‌جا رغبت نهانى وجود داشت كه او را وادار مىساخت به گونه‌اى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 278 | حسين صابري / محمد أبو زهرة