قدرى اندك بود - به تجارت مىپرداخت . از ديگر سوى ، خديجه ثروتى فراوان داشت تا آنجا كه كاروان كالاهاى تجارى او بتنهايى ، از نظر حجم و از نظر ارزش كالاها با كاروان قبيلهء قريش برابرى مىكرد .
او زنى با تدبير و در ميان مردم فردى شرافتمند و با آنكه دو شوهر او پيش از آن مرده بودند ، هنوز از زيبايى و طراوت جوانى برخوردار بود . او خود عهدهدار تجارت نمىشد ؛ چرا كه ، اين كار با زنان تناسبى نداشت و به دليل سختى سفر در آن زمان ، مسافرت كردن و از اينسو به آنسو بار تجارت كشاندن كار مردان شمرده مىشد . سختى سفر در آن زمان بحدّى بود كه عبد اللّه بن عبّاس مىگويد :
« اگر اين روايت نبود كه سفر جزئى از عذاب است مىگفتم عذاب جزئى از سفر است نه آنكه سفر بخشى از عذاب باشد » .
خديجه با همهء اقتدار و شخصيّتى كه داشت ، به همين دلايل ، خود براى تجارت روانهء شام نمىشد ، بلكه يكى از اين دو طريق را در پيش مىگرفت :
يكى اين بود كه كسانى را اجير مىساخت تا در مقابل اجرت معيّنى كه وى به ازاى مقدار تلاش آنان در طىّ سفر در اختيار آنان قرار مىداد ، وكيل او در امر تجارت باشند . اين وكلا به نام خديجه خريد و فروش مىكردند و در درآمد حاصل از تجارت بهرهاى نداشتند ، بلكه تنها از اجرتى معيّن برخوردار مىشدند ، خواه تجارت سودى در پى داشته باشد و خواه ضررى به بار آورد . مزد و اجرت اين گروه بسته به يكى از دو عامل : مقدار آسايش و امنيّت سفر و نيز مقدار كار و تلاش شخص در طىّ سفر و يا بسته به هر دو عامل فوق تعيين مىشد .
طريق ديگر عقد نوعى قرارداد مضاربهء شرعى بود ، بدينترتيب كه افراد طرف قرارداد بر اين مبنا كه سود حاصل از معاملات ميان او و ايشان بر اساس سهميّهء مشخّص چون يك چهارم ، يك ششم يا يك هشتم و از اين قبيل تقسيم شود ، به تجارت اموال و سرمايههاى خديجه مىپرداختند . ملكيّت اموال و سرمايههاى به كار گرفته شده با خديجه بود و به همين دليل ، اگر تجارت به جاى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: حسين صابري
ص٢٧٥