تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
خواسته‌هاى نفسانى را بر خود نمىپذيرد ، بلكه همهء عواطف را به زير سلطهء خود در مىآورد و تنها اهدافى و الا مىتواند آن را به سوى خود بكشاند . بدين وصف هيچ زنى - با هر اندازه زيبايى - او را فريفتهء خود نمىساخت و هيچ هدف و آرمانى جسمى و هيچ خواسته‌اى از خواسته‌هاى تن بر او چيره نمىشد ، و البتّه در عين حال ، او به روح حرمان طلبى نيز گرايشى نداشت . گويا او تنها به حياتى روحى - بىهيچ حرمانى - زنده بود و گرفتاريها و انديشهء تن ، سنگينى خود را بر دل او نمىافكند . گويى او فرشته‌اى مختار و مكلّف بود كه خداوند را نافرمانى نمىكرد ، تنها به آن دليل كه قصد نافرمانى نداشت . بنابراين چنين نيست كه او به دليل ناتوانى از گناه و امتناع معصيت بر وى نافرمانى نمىكرد ، بلكه عصمت او از آنجا ناشى مىشد كه وى خويشتن را از گناه نگه مىداشت . بنابراين ، او در اين خويشتن دارى داوطلبانه ، فضيلت و برترى ديگرى مىيابد و همانند فرشته‌اى نيست كه نافرمانى برايش امكان ندارد .

خديجه

104 - در تاريخ زندگى رسول خدا ( ص ) چنين سراغ نداريم كه وى ، خواه در دوران خردسالى و خواه در بحبوحهء جوانى ، دربارهء ازدواج سخن آغاز كرده باشد مگر آن هنگام كه اين خواسته به وى يادآورى مىگرديد و در اين‌باره مورد تقاضا قرار مىگرفت نه آن‌كه خود يك متقاضى باشد . اينك شايسته است اخبارى را كه در كتب سيره دربارهء ازدواج آن حضرت با بانوى قريش و اين كه چگونه اين آشنايى با مشاركت در تجارت آغاز شد و به مشاركت در همهء زندگى انجاميد آمده است ، بياوريم . محمّد ( ص ) به امانت و اخلاق شايسته شهرت يافته بود و گروههاى مردم مكّه در شب نشينيها و در ديگر مجالس خود از امانتدارى او سخن مىگفتند . اين در زمانى بود كه وى در محدودهء داخل مكّه و متناسب با توان و دارايى خود - كه