كه سرتاسر حرام نبود بلكه گاه ممكن بود حرامى در آن به چشم خورد به بازى و لهوى روى آورد ، خداوند او را از در افتادن به اين كار حفظ كرد و خواب را بر وى غلبه داد و او همهء آن شب را خوابيد و تنها نوازش پرتو آفتاب بود كه او را بيدار كرد .
از سوى ديگر ، آنگونه كه حيات وى در دورههاى بعد گواهى مىدهد ، مردى نبود كه زمينه و انگيزهء ازدواج در او نباشد و علاوه بر آن در ميان قوم خود فردى ناشناخته نيز نبود ، بلكه او همان كسى بود كه اگر به خواستگارى زنى مىرفت پاسخ منفى نمىشنيد ، از اخلاقى و الا و شايسته برخوردار بود كه دلها را شيفتهء خود مىساخت ، چنان زيبايى و جمالى داشت كه ديدگان را به خود مىدوخت و همه را در آرزوى يك نگاه به سوى خود مىكشاند ، همه قرشيان او را دوست داشتند و از اين كه او به خانوادهء آنها بپيوندد خشنود مىشدند .
با اين وصف جاى اين سؤال خواهد بود كه آيا او فقير بود و چيزى نداشت كه براى همسرى كه خواهد گرفت به مصرف رساند ؟ پاسخ آن است كه آرى او يك ثروتمند نبود . امّا وى از همان آغاز زندگى خويش بر اين خو گرفته بود كه كار كند و به همين سبب نيز در ابتدا چوپانى كرد و سپس به تجارت پرداخت . اگر چه تجارت چندان سود سرشارى براى او به بار نياورد كه او را ثروتمند سازد ، امّا بسنده مىكرد و بنابراين از اين ناحيه نيز دليلى براى تأخير ازدواج نبود . پس چرا او در ازدواج تأخير ورزيد ؟
آنچه در تاريخ حيات او ، از آغاز تا زمانى كه جوانى كامل شد ، براى ما ملموس مىباشد ، اين است كه او چندان اهتمامى به خواستههاى جسمانى خود نشان نمىداد و زن در انديشه و ذهن او جايى نداشت ؛ چه ، زن و زندگى و خوراك و پوشاك دلهاى خالى از انديشههاى متعالى را به خود مشغول مىدارد . محمّد ( ص ) در هيچ يك از مراحل حيات خود از كسانى نبود كه لذّتهاى جسمى و خواستههاى نفس دلهاى آنان را به خود مشغول مىدارد . اين حالت رسول خدا ( ص ) نه از سر ضعف نفس بود ، بلكه از قوّت آن و از همتى و الا سرچشمه مىگرفت كه پيوسته رو به سوى كمال بود و نيز از عزمى راستين و ارادهاى قوى ناشى مىشد كه سلطنت
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: حسين صابري
ص٢٧٣