به زور ستاندن دخترم بر من ستم روا داشته است » . پس اعضاى آن پيمان به همراه او روانه شدند و بر در خانهء نبيه ايستادند . او نيز از خانه بيرون آمد . آنان بر در خانه او ماندند تا زمانى كه آن دختر به نزد پدر خويش بازگشت .
انعقاد چنين پيمانى در آن زمان ضرورت داشت . زيرا مكّه شهر مركزى اعراب بود و كالاهاى آنان به اين شهر مىآمد و به همين سبب ناگزير مىبايست امنيّت در آن حكمفرما باشد و اين شهر ، شهر آسودگى و اطمينان خاطر و شهر پاس داشتن حقوق مردم شمرده شود و هيچ ستمى در آن وجود نداشته باشد تا مردم با رغبت و بيش از پيش به آنجا بيايند .
علاوه بر اين ، مردم از هر آبادى دور و نزديك بدان سوى حج مىگزاردند و از اين روى ، ناگزير مىبايست ساكنان آن در اين راه دست بدست هم دهند كه اين شهر به صورت جايى در آيد كه در آن همهء حقوق محترم شمرده مىشود ، آنگونه كه خود بيت مقدّس داشته مىشود .
افزون بر اينها ، اين شهر مهد خانهاى بود كه خداوند آن را محل گرد آمدن مردم قرار داده بود و بنابراين در اينجا علاوه بر امنيّت جانى امنيّت مالى و امنيّت نسبت به آنچه انسان براى آسايش خاطر خود بدان محتاج است ، ضرورت داشت .
ازدواج
103 - پيامبر ( ص ) به سنّ ازدواج رسيد ، امّا مانند ديگر جوانان در جامعهء آن روز خيلى زود ازدواج نكرد و همچنان بىآنكه متوجه ازدواج باشد يا در آن بينديشد ، به حيات خود ادامه داد تا به سنّ 25 سالگى رسيد .
چرا در تاريخ زندگى او سراغ نداريم كه قبل از اين سنين در انديشهء ازدواج برآمده باشد ؟ با آنكه او پاكدامنى بزرگوار بود كه حتّى در دوران خردسالى نيز چيزى از قبيل آنچه بزرگواران را گرفتار رسوايى مىسازد از او سر نزد و حتّى آنگاه كه در همان دوران ، روزى ارادهء آن كرد كه با اندكى ايستادن در كنار مجلس عروسيى