و بالاخره به اين اشاره مىكند كه او در اين زمان احرام عمره بر تن داشته است .
نخستين كسانى كه به اين دعوت الهى پاسخ دادند و به كمك او پيشگام شدند ، فرزندان عبد المطّلب بودند ؛ چه ، در پاسخ او زبير بن عبد المطّلب برخاست و گفت : « چرا اين مرد واگذاشته شود ؟ » يعنى آنكه روا نيست او را بىياور رها كرد .
به همين منظور ، طايفههاى بنى هاشم ، بنى زهره و بنى تيم بن مرّه در خانهء عبد اللّه بن جدعان كه مردى سخاوتمند بود ، گرد هم آمدند و او براى آنان غذايى فراهم ساخت . اين اجتماع در ماه ذى القعده بود .
آنان بر اين همپيمان شدند كه تا زمانى كه قطرهء آبى در درياها باقى است و تا زمانى كه زمين و آسمان برجاى است در مقابل هر ستمگرى بايستند تا آن هنگام كه حقّ ستمديده را به وى بازگرداند و نيز با مردم تهيدست در تأمين زندگى آنان همراه باشند .
پس از انعقاد اين پيمان ، قريش از آن اطّلاع يافت و آن را « حلف الفضول » « 6 » ناميد .
اين پيمان بمحض مورد توافق قرار گرفتن به اجرا در آمد ؛ چه ، شركت
هامش
( 6 ) - در مورد وجه تسميه اين پيمان به حلف الفضول وجوهى ذكر شده است ، از جمله : اين پيمان با شباهتترين قرارداد به توافقى بود كه پيش از اين اعراب « جرهم » بر آن همسوگند شده بودند كه هر ستمديدهاى را در مقابل آنكه به وى ستم كرده يارى دهند . كسانى كه داعيان اصلى اين پيمان بودند سه نفر از اشراف به نامهاى « فضل بن فضاله » ، « فضل بن حارث » و « فضل بن وداعه » بودند و بدين سبب ، پيمان به حلف الفضول يا پيمان فضلها شهرت يافت . اين نظريّهء ابن قتيبه است . اين پيمان بدان سبب حلف الفضول نام گرفت كه شركت كنندگان در آن دست به كار تعهّداتى افزون فضل شدند و بدان التزام داشتند . اين پيمان از آن جهت چنين نامى به خود گرفت كه فضول به معنى حقوق مىباشد و شركت كنندگان اين پيمان نيز چنين متعهد شدند كه حقوق صاحبان حق را به آنان برگردانند .