مصدر افعال قاتل و ناقش نيز بر وزن فعال يا مفاعلة يعنى قتال يا مقاتلة و نقاش يا مناقشة است . از آنجا كه مصدر فعال يا مفاعلة بر كارى طرفينى دلالت دارد ، كلمه فجار به معنى مبادلهء فجور خواهد بود ، يعنى هر دو طرف درگير در اين نبرد در كار مبادلهء فجور و تباهيها با يكديگر همدست بودند . تباهيى كه اين دو گروه با هم دستاندركار تبادل آن بودند ، آن بود كه به جنگ در ماههاى حرام مشغول شدند .
در دوران جاهليّت ، شروع به جنگ كارى حرام و ممنوع شمرده مىشد . شايد اين حكم باقيماندهاى از آيين ابراهيم بود . به همين دليل ، اسلام نيز آغاز كردن جنگ و يا ادامهء آن را - مگر در موارد ضرورت - حرام اعلام كرد ، آنجا كه در قرآن كريم آمده است : « عدد ماهها ، در نزد خداوند دوازده ماه است كه در كتاب خداوند آن روز كه آسمانها و زمين را خلق كرد تقدير شده و چهار ماه از اينها ماههاى حرامند .
اين آيينى استوار است . پس در اين ماهها بر هيچكس ستم روا مداريد . با همه مشركان بجنگيد ، آنگونه كه آنان با همهء شما مىجنگند و بدانيد كه خداوند با پرهيزگاران است » « 5 » .
آنگونه كه از رسول خدا ( ص ) روايت شده اين ماههاى حرام عبارتند از :
ذو القعده ، ذو الحجّه ، محرّم و رجب كه ميان جمادى الثّانى و شعبان قرار مىگيرد .
در سه ماه نخست هرگونه جنگ حرام بود تا آمدن به حج و برگشتن از آن در جوّى آكنده از اطمينان و آرامش و امنيّت صورت پذيرد و در ماه رجب نيز جنگ بدان خاطر حرام دانسته مىشد كه حجّ عمره در اين ماه انجام مىگرفت .
آنگونه كه در كتب سيره آمده ، ماجراى اين جنگ كه در طىّ آن حرمت ماه حرام شكسته شد ، از اين قرار بود كه مردى از بنى هوازن به نام عروة الرّجال يكى از كاروانهاى تجارى نعمان بن منذر را كه در آن انواع كالاهاى تجارى و عطر و حرير بود در « جوار » خود گرفت . « جوار دادن » به يك كاروان بدان معنى بود كه اجازه
هامش
( 5 ) - توبه / 36 .